انجمن خانه بازی ها رفتن به مطلب
اطلاعیه
جهت استفاده کامل و دانلود از انجمن ثبت نام کنید. ! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید

PRINCE OF PERSIA: THE SANDS OF TIME REMAKE

تالارهای گفتگو

  1. انجمن عمومی

      • 59
      • 17
  2. انجمن های اختصاصی سایت

      • 93
      • 19
      • 114
      • 49
    1. سوال ، پرسش و گفتگوی آزاد

      بخش طرح سوالات و مشكلات كاربران

       
  3. بخش اخبار

      • 241
      • 68
  4. Resident Evil سری اصلی

      • 450
      • 179
  5. Resident Evil سری فرعی

      • 48
      • 16
  6. Silent Hill

      • 23
      • 16
  7. انجمن بازی های ترسناک

      • 13
      • 8
      • 35
      • 4
      • 19
      • 5
      • 3
      • 2
      • 3
      • 2
      • 13
      • 6
      • 7
      • 5
  8. انجمن بازی های فانتزی

      • 2
      • 2
      • 11
      • 9
      • 5
      • 5
      • 2
      • 2
  9. کلوپ هواداران

      • 40
      • 18
      • 169
      • 26
  10. بخش دانلود و تصاویر

      • 92
      • 33
      • 65
      • 22
  11. پلتفرم ها و شبیه ساز

      • 37
      • 5
      • 10
      • 7
  12. فعالیت متفرقه

    1. خانه بازی ها دیگر

      بازی هایی که موجود نیست یا قدیمی هستن در اینجا قرار میگیرند توجه کنید بازی ریلیز جدید بود قبل از زدن تاپیک با ادمین های سایت هماهنگ کنید

      • 2
      • 2
      • 509
      • 64
  13. انجمن متفرقه

    1. معرفی سایت

      معرفی سایت و انجمن شما به صورت رایگان
  • فراخوان های جدید

    انجمن خانه بازی ها ، در بخش تحریریه ، خبرنگار عضو جدید میپذیرد! جهت درخواست عضویت به مدیر انجمن درخواست دهید

  • تا عرضه نسخه Prince of Persia: The Sands of Time Remake

    New Game

    تاریخ انتشار بازی : 28/اسفند/1399

    Date of Release Game : 18, Mar, 2021

  • پست ها

    • به موارد متعددی مربوط میشه ، نوع کرک بازی ، نسخه بازی و.... اصولا در بازی های کرکی قسمت هایی که مربوط میشه به بخش آنلاین یا همون Leaderboard که برای ثبت اطلاعات در اکانت استیم بازی مربوطه هست این اتفاق رخ میدهد ، که گفته میشه نباید زمانی که بازی میکنید به اینترنت متصل باشید و اگر از طریق استیم بازی رو اجرا میکنید به صورت آفلاین استیم رو اجرا کنید. در آخر اگر وقت یار باشد خودم این مورد رو بررسی خواهم کرد و اگر راه حلی یافتم حتما توضیح خواهم داد.
    • سلام دوستان،من فایلی که گذاشتین رو جایگزین کردم،ولی باز همون خطا رو میده تو بخش mercenaries و توی برنامه steam تو قسمت library هم فقط benchmark رو داره چاره دیگه ای نیست که بتونید کمکم کنید؟
    • لاس پلاگاس: ارگانیسم های جنگ   گزارش زیر به صورت یک فیلم کوتاه, در نسخه رسمی DVD و Blueray رزیدنت اویل دمنیشن, توسط دانشمندی به نام "دکتر ویلیام گیبسن" که برای موسسه ای نا مشخص کار میکند ,مدت کوتاهی بعد از حوادث فیلم ارائه شده است.این گزارش شامل جزئیاتی در مورد سلاح های سازماندهی شده زیستی و همچنین نمونه انگل زنده زیستی, که در حوادث جمهوری اسلاو شرقی در سال 2011 تبت شدند, می شود. این ویدئو کوتاه با جزئیاتی از عکس ها و فیلمهای بایگانی شده از مخلوقات, مکانها و شخصیت های انیمیشن بر روی یک صفحه نمایش کامپیوتر نشان داده میشود.همچنین پروفایلی از لیون اس کندی و ایدا وانگ بر روی صفحه ظاهر میشود, در حالی که نام هیچ کدام از انها توسط مرد در گزارش قید نمی شود. هیچ کدام از این دو مردی که در طول ویدئو با یکدیگر صحبت میکنند دیده نمی شوند. فرد ناشناس:"عجله کن, دکتر..." دکتر ویلیام گیبسن:"من تقریبا اماده هستم تا گزارش رو شروع کنم." فرد نا شناس:"من جلو رو پوشش میدم, تو این رو بگیر." (به او یک اسلحه میده.) دکتر ویلیام گیبسن:"این برای چیه؟" فرد نا شناس:"اگر نتونستم برگردم لازمت میشه." دکتر ویلیام گیبسن:"رئیس, من دکتر ویلیام گیبسن هستم.انچه که قراره شما ببینید, بوسیله میکائیل زیلیکا به ما داده شده, یکی از دانشمندانی که در ساخت نمونه های مصنوعی برای این زن, رئیس جمهور بلیکووا, دخالت داشت.یک اقدام خیانتکارانه که متاسفانه به قیمت جونش تمام شد.موقعی که من ضبط این گزارش رو تمام کنم, ان رو از طریق یک ماهواره محافظت شده از مکان امنی روی سرور شما اپلود میکنم.بعدش نوبت افراد شماست و من به سمت محل خروج حرکت میکنم.من دعا میکنم این اطلاعات به سلامت به دست شما برسه, حتی اگر خودمون نرسیم." بدون هیچ حرفی, لاس پلاگاس. شکل زیستی این انگل توسط گروه مذهبی در اروپا به نام ایلومینادوس کشف شد.انها از ان برای کنترل افراد خودشون استفاده میکرند.زمانی که قدرت به یکی از حاکمان انتفال پیدا میکند, او استفاده از انگل را ممنوع و ان را در جایی از قصرش مخفی میکند.از ان موقع انگل برای صدها سال به فراموشی سپرده میشود, تا اینکه دوباره یکی از حاکمان قصر جای انگل را پیدا و ان را مجددا پخش میکند. لاس پلاگاس, در اصل به معنای "بلا" یا "طاعون" ا ست.این انگل خودش را به سیستم عصبی قربانی متصل میکند و به تدریج در شش ها و قلب پیشروی میکند, تا نهایتا کنترل سیستم عصبی مرکزی از طریق نخاع بدست میگیرد.نشانه های افراد الوده شامل خروج ناگهانی خون از دهان, غش کردن, توهم, ظاهر شدن خون در اطراف چشم ها, تورم و تغییر رنگ رگهای خونی و همچنین تغییر رنگ عنبیه چشم به طور مشخص به قرمز میباشد.موقعی که تمام نشانه های دیگر موثر واقع نشد, به چشم ها نگاه کن.انها همه نشانه ها بودند, اما ان انگل واقعا چکار میکند؟ به طور خلاصه انگل انها را خیلی قوی و بسیار مقاوم در برابر درد میکند نه فقط انسانها, بلکه به دلیل سازگاری بالایی که دارد, میتواند سایر موجودات زنده را هم به خوبی الوده کند.چطور این انگل اینقدر قدرت تاثیر بالایی دارد؟یک نظریه این هست که لاس پلا گاس نوعی هوش اجتماعی یا بهم پیوسته دارد, چیزی که ممکنه شما اسمشو ذهن کندویی بذارید, برقرای ارتباط از طریق بسامد بسیار بسیار زیاد امواج صوتی.انها چیزهایی اساسی و پایه هستند, حالا اجازه بدبد کمی تخصصی تر موضوع را بررسی کنیم. پلاگای کشیده حاکم طوری طراحی شده بود, این اختیار را به میزبان میداد که همچنان کنترل کاملی بر روی انگل داشته باشد .به علاوه بتوانند خودشان را هم کنترل کنند.همچنین انها میتوانستد, کنترل انگل های زیر دست در بقیه را بدست بگیرند و توانایی این را داشتند که به دلخواه خودشان دارای جهش شوند.با اینکه اثرات جانبی زیادی بر توانایی های ذهنی میزبان گذاشته نمیشود, اما ان میتواند به انها نیرویی باورنکردنی ببخشد.میزبانی که این پلاگا را حمل میکند, میتواند عملا بدون تغییر باقی بماند تا زمانی که انها از قدرت هایی که موجب جهش ژنتیکی در انگل میشود, جلوگیری کنند.با این وجود اگر انها بخواهند همچین کاری بکنند, توانایی این را دارند تا از طریق به کار بردن ان نیرو جهش های خارق العاده و بسیار شدیدی در بدن خودشان بوجود بیاورند. به خاطر سطح کنترل پلاگای کشیده غالب, دانشمندان بلیکووا قادر بودند نوعی رابطه ارباب و برده بین انسانها و سلاح های سازماندهی شده زیستی بوجود بیارند, مانند ملکه زنبور و کارگرانش. این بدین معنا هست, انسانی که خودش را به عنوان میزبان به پلاگای اصلی الوده کرده میتواند کنترل یک لیکر را مثل یک سگ رام و مطیع بدست بگیرد. گانادوها, گله. انها انسانهایی هستند که به میزبان انگل کنترل کننده ذهن تبدیل شدند.انها ممکن است ظاهرا انساهایی معمولی به نظر برسند, قادر به حرف زدن و انجام وظایف روزانه خود باشند.اما اشتباه نکنید, انها کاملا مطیع و فرمانبردار ارباب خود هستند.اگر به انها دستوری داده شود, انها بدون ترس از زخمی شدن و یا مردن بی اختیار حمله میکنند.انها قدرتی فوق العاده و تحمل زیادی درمقابل درد دارند.زخمی که ممکن است یک انسان معمولی را فلج کند, مثل یک درد کوچک برای یک گانادو میماند.زمانی که با گروهی از انها مواجه میشوید باید بسیار هوشیار باشید چرا که انها میتوانند از مهارتهای جنگی استفاده کنند.انها قادرند روش های پیچیده حمله را با همکاری یکدیگر بکار ببرند, مخفی بشوند و از پهلوها قربانی را مورد هدف قرار دهند. لیکر. لیکر، موجود  کوچک زشت بد ترکیب.این نوع جهش میتواند یک میزبان الوده شده را در اختیار بگیرد و ان را به یک شکارچی بسیار کشنده تغییر دهد.بطور باور نکردنی سریع هستند, قادرند به ارتفاع های زیاد و مسافت های طولانی پرش کنند.به خاطر ساختار استخوانی که دارند برروی چهار دست و پا و به همین دلیل خیلی سریع بروی زمین راه میروند.انها چنگال های تیزی دارند که بوسیله ان میتوانند از سطوح مختلف بالا بروند و بر روی سقف ها اویزان شوند.بدین معنا که انها میتونند طعمه خود را غافل گیر کنند و تقریبا از هر جایی حمله کنند.چیزی که شما باید در مورد ان مراقب باشید زبان هست.گزارش هایی وجود دارد, اگرچه من خودم هنوز شخصا ندیدم, که زبان یک لیکر قادر هست تا سر یک انسان از بدنش جدا کند. من به شما گفتم لیکر ها میتوانند به طور ناگهانی حمله کنند, اما راه هایی وجود دارد که شما میتوانید خودتان را از حمله در امان نگه دارید.نابینا بودن, لیکر ها نمی توانند با دیدن شکار کنند.در عوض انها قدرت شنوایی بسیار بالایی دارند.قدرت شنوایی میتواند به شما کمک کند تا از حمله غافلگیرانه جلوگیری کنید.بدلیل اینکه انها راه میروند, شما میتونید اغلب صدای کشیده شدن چنگال ها و بدن شان را بر روی سطوحی که انها از ان بالا میروند بشنوید.انها همچنین معروف به این هستند که صدای جیغ مانند بسیار مشخصی را از خود تولید میکنند.اگر شما قصد کشتن یکی از انها را داشته باشید, انها ممکن است یک جیغ بلند بکشند.که این بیشتر به نظر میرسد برای خبردار کردن بقیه از مکان انها هست. فرد ناشناس:"دکتر!" دکتر ولیام گیبسن:"تقریبا تمومه." تایرانت. استفاده از تایرانت نیز در اسلاو شرقی تایید شده است.تایرانت سلاح سازماندهی شده زیستی هست, که در اصل بوسیله امبرلا بوجود امده تا نهایت شکل زیستی یک موجود زنده ساخته شود.با بکار بردن تاثیر ویروس تی او دارای سطح بالایی از هوش و مهارت های جنگی برتر بود.به همراه مقاومتی شگفت انگیز زمانی که هدف خود را تعقیب میکند.موقعی که جان او در خطر است او عامل محدود کننده خودش را از بین میبرد و به شکل یک سوپر تایرانت در می اید.متاسفانه وقت برای توضیح بیشتری نداریم.من الان اطلاعات را برای شما میفرستم. فرد ناشناس:"وقتشه بریم, دکتر." دکتر ویلیام گیبسن:"فقط باید اپلود کنم.زود باش, زود باش." فرد ناشناس:"دکتر, گوش کن." دکتر ویلیام گیبسن:"ان چیه؟به نصفه رسیده." فرد ناشناس:"ساکت!" دکتر ویلیام گیبسن:"لیکرها!" فرد ناشناس:"انها درست پشت در هستند.همینجا بمون.دکتر, بخواب زمین!" (صدای شکسته شدن در و هیس هیس می اید.) فرد ناشناس:"نه!لعنتی!زود باش!عقب!" (صدای شلیک اسلحه و بعد سکوت در حالی که لیکر ها غرش میکنند.) (صدای اسلحه خالی و فریاد یک لیکر.) دکتر ویلیام گیبسن:"خدایا کمکمون کن..." (لیکرها جیغ بلندی میکشند و صفحه کامپیوتر محو میشود, قبل از اینکه اپلود فایل کامل شود.)
    • این فایل ها قرار بود در بازی رزیدنت ایول 1، در جاهای مختلف عمارت یافت شوند و علاوه بر راهنمایی برای انجام معماهای سخت بازی، درمورد به اینکه چرا در جای جای عمارت تله های مختلفی گذاشته شده بود اطلاعات خوبی به بازیباز میدهند. یک ماه قبل از انتشار بازی، شینجی میکامی به دلیل اینکه بازی به دو سناریو مجزا تقسیم شد، به دلیل اینکه زمان کافی برای بازنویسی این فایل ها برای داشتن تناسب کافی با این سناریوها نداشت، تصمیم به حذف آنها از بازی گرفت. ترتیب قرار گیری آنها در بازی نشان دهنده مسیر فرار ترور از عمارت را نشان میداد. مدتی بعد این فایل ها بازنویسی شده و در کتاب "داستان حقیقی پشت بایوهازارد" منتشر شدند ولی به دلیل اینکه با داستان بازی تناقض داشتند جزو داستان اصلی بازی محصوب نمیشوند. در زمان انتشار بازی "رزیدنت ایول ریمیک" این یادداشت ها دوباره بازنویسی شده و تحت عنوان "خاطرات ترور" منتشر شدند و این سری از فایلها جزو داستان اصلی قرار گرفتند. در زیر ورژن اصلی این فایلها (آنهایی که قرار بود در رزیدنت 1 قرار بگیرند) به مرور قرار خواهند گرفت. دعوتنامه مکتوب دوست عزیزم، جرج ترور؛ تنها با تلاش و صمیمیت تو این عمارت زیبا توانست ساخته شود. من سه ماه است که به اینجا نقل مکان کرده ام و اینجا بسیار فوق العاده است. با بانگ شکارچیان، با طلوع آفتاب ملاقات میکنم. همراه با زوزه گرگها، با سقوط شب آشنا میشوم. به هر حال هنوز چیزی هست که اینجا جایش خالی است. به همین دلیل، ای دوست من میخواهم لطفی در حقم بکنی. آیا مایلی به این عمارت بیایی؟ البته خانواده ات را هم همراه خود بیار. میتوانی به این موضوع به چشم دیدار با یک دوست نگاه کنی و با دلی شاد به اینجا بیایی. من میهمانی ای برایت ترتیب میدهم و منتظر حضور تو هستم. مطمئنم که از این میهمانی خوشت خواهد آمد. با احترام، آزول ای. اسپنسر. 9 اکتبر 1967   نامه تشکر لرد اسپنسر گرامی؛ دریافت دعوتنامه ات برای آمدن من و خانواده ام به عمارت بسیار خوشحالم کرد؛ نمیدانم چگونه از تو تشکر کنم. درواقع خودم هم قصد داشتم به عمارت سری بزنم. و دعوتت را قبول میکنم. در حیاط زیبا با آبنماها و حوضهای فوق العاده اش، دو تا از فواره ها هستند که نام بخصوصی دارند. اگر میخواهی این فواره را ببینی چیزی به تو میگویم که باید آن را به یاد داشته باشی، خواهشا "کتاب قرمز" و "کتاب آبی" را با خود ببر. متاسفانه من کارهای ناتمامی دارم که اول باید به آنها رسیدگی کنم، به همین دلیل همسر و دخترم را زودتر به آنجا میفرستم. لطفا از آنها مراقبت کن. خیلی متشکرم جرج ترور 3 نوامبر 1967   نامه ای از طرف همسر ترور در این سفر مسرت بخش، خبرهای بدی به دستم رسیده. من ناراحتم، و این به دلیل بیماری عمه اما عزیزمان است. عمه اما در نزدیکی این عمارت زندگی میکند، به همین دلیل من و لیزا تصمیم گرفتیم به او سری بزنیم. واقعا خیلی حرف شد؛ مدت زیادی از آخرین باری که تعطیلات را باهم میگذراندیم گذشته است. ولی نگران نباش، ظرف 2-3 روز بازمیگردیم. همسرت؛ جسیکا ترور 12 نوامبر 1967 پ.ن به لطف آقای اسپنسر، ما میتوانیم از پیانو عمارت استفاده کنیم. لیزا از این امر بسیار خوشحال شد و گفت که میخواهد بتهون بنوازد. ولی او به یاد نمیاورد که دفتر نت مهمش را کجا گذاشته. اون دقیقا کجاست...؟   یادداشت ترور 1 ساعت 6 عصر بود که کارم را تمام کردم. ارباب اسپنسر به عمارت رسید و ما به افتخار تجدید دیدار، نوشیدیم. در اتاق غذاخوری روشن و بزرگ مقدار زیادی غذای خوشمزه روی میز بود. الهه داشت ما را نگاه میکرد و به نظر حسودی اش شده بود. ولی فکر نمیکنم اینجا کارش را تمام کنیم. من یک هدیه ی کوچک به این دختر خارق العاده دادم. با این همه... ساعت در سکوت تیک تاک میکند و باعث می شود حس کنم کاملا تنها هستم. خانواده ام یکم قبل به اینجا رسیدند. همسرم پیغامی برایم گذاشت که به من بگوید عمه ام مریض است و آنها به ملاقاتش رفته اند. پس بنابراین فکر کتم باید تا بازگشت آنها اینجا منتظر بمانم. علی رغم این حداقل من می توانم از نوشیدنی ها و غذا های خوشمزه و از کارهای هنری فوق العاده در این عمارت لذت ببرم. آنها به من کمک می کنند تا احساس تنهایی ام را از بین ببرم. جورج ترور   یاداشت ترور 2 14 نوامبر 1967 امروز آقای اسپنسر به من گفت که میخواهد اطراف عمارت را نشانم دهد. او تمام درها را به رویم میگشود و آن اتاق های شگفت انگیز یکی پس از دیگری از جلوی چشمم عبور میکردند. این عمارت به نظر تجملی میرسد ولی در عین حال کریستالی از دانش و عیده های ناب است. به نظر من فقط کارگشایی همانند او لایق چنین عمارتی است. در یکی از اتاق ها تعداد زیادی حیوان خشک شده قرار دارد، چشمان آنها عجیب است، نور مرموزی از خود ساطع میکنند. در آن اتاق من تعدادی شوالیه های زره پوش از قرون وسطا دیدم و فرمانده آنها یک قدم جلوتر از بقیه ایستاده. آنها خیلی ساکت کنار اتاق ایستاده اند و به نظر میرسد از چیزی محافظت میکنند... آقای اسپنسر با افتخار گفت: "آیا اینها خارق العاده نیستند؟ چند سال پیش، من شروع به ساخت سازه ای دیگر به عنوان مرکز آموزش و تعمیرات شرکت کردم. از آن موقع ایده ای به عنوان استفاده از آن سازه به همراه این عمارت را در سر دارم. در مدت کوتاهی، نه تنها کارکنان شرکت، بلکه هر مهمانی از کجای دنیا را میتوانیم به عمارت بپذیریم!" آن صحنه را تصور کردم، این عمارت پر از بازدیدکننده. مردم همانند من در این ساختمان راه میروند و از زیبایی و شیکی اش متعجب میشوند. و فکر میکنم این بار باید برای داشتن سهمی در این ساختمان شگفت انگیز به خودم افتخار کنم.   یادداشت ترور 3 15 ام نوامبر , سال 1967 خانواده ام برنگشتند. دیگر وقتش بود و باید به اینجا بر می گشتند. آیا عمه حالش بدتر شده است؟ بدون داشتن انتخاب دیگری ، من به یک اتاق دور در سمت راست طبقه ی اول رفتم و شروع به خواندن کتاب ها کردم تا کمی وقت کشی کنم. بعضی از چیز های مرموز این عمارت در این کتاب ها ثبت شده اند. ولی اصلا آنها را نمیتوانم بفهمم. جورج ترور 17 نوامبر , سال 1967 در نیمه شب، وقتی از جلوی اتاق مطالعه ی آقای اسپنسر می گذشتم، شنیدم که چند نفر راجع به چیزی حرف میزدند. من نزدیک در رفتم و کمی آن را باز کردم و 3 مرد که کت سفید پوشیده بودند را دیدم که آرام با آقای اسپنسر حرف میزدند. " تجارت بزرگ جدید... تبلیغات بالا... مرحله ی مقدماتی تحقیق...واقعا فقط بیو... پس... به تحقیقات طولانی مدت نیاز هست..." من شنیدم که اینطوری حرف می زدند. کنجکاوی ام باعث شد که با بی دقتی کمی جلوتر به سمت در بروم و آن را فشار دهم. صدایی شنیده شد، یکی از آن مردان متوجه شد و به سمت اینجا آمد. آن مرد، که موهای قرمز داشت، مرا دید و در آن لحظه بسیار شگفت زده شد. به هر حال او بلافاصله نگاهش را به سمتی دیگر برگرداند، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده بود. جورج ترور   یادداشت ترور 4 20 نوامبر سال 1967 یک اتاق بزرگ پر از نقاشی در طبقه ی اول، جایی که اتفاقی در بین نقاشی ها گشت میزدم وقتی به طور ناگهانی یک مرد مو قرمز با کت سفید به من نزدیک شد. چه می توانست باشد؟ بوی ضد عفونی کمی که از بدنش می آمد؟ او گفت : " چیزی هست که می خواهم از تو بپرسم... تو دقیقا در مورد خانواده ات چه می دانی؟ " " خانواده ام؟! تو چیزی می دانی؟! " آن مرد حالت مرا دید و با مقامات زیر لب حرف زد. " تو واقعا هیچ چیز نمیدانی... مثل یک بچه ی کوچک... " من مرد را تکان دادم، صدایم را بالا بردم، و تقاضا کردم که بدانم کجا هستند. اما در همان لحظه صدای چیزی را شنیدم که پشت سرم پیچ و تاب می خورد. " چیزی اینجاست..." مرد مو قرمز دیگر در آن مورد هر چه پرسیدم هیچ چیز نگفت. جورج ترور   یادداشت ترور 5 23 نوامبر، 1967 خدمتکاران با عجله زمینی را که در راه طبقه اول است را امروز صبحِ زود شستند. تنها اتاقی در این عمارت که من در آن چیزی نمی گذارم... در ابتدا به چیزی هیچ شکی نداشتم. تا اینکه از آن اتاق گذشتم و به اتاق پذیرایی رفتم... هیچ چیز. هیچ اثری از شاتگان روی دیوار نبود! آن شاتگانی که اینجا بود کجاست؟ اسپنسر، که نزدیک بود، پاسخ داد : " اوه، آن را میگویی. آن نابود شد. مثل آن که فیلی از روی آن رد شده باشد، میدانی. هنوز هم شکل اصلی اش را تا اندازه ای حفظ کرده است، متفاوت از یک حیوان. اوه خب من یک یدک از آن نگه داری می کنم تا بتواند جایگزینش شود. " من تا جایی که میتوانستم به سرعت به اتاق قبلی بازگشتم. چیزی شبیه یک لکه ی سیاه روی زمین بود. و موی قرمز نمیتوانستم نلرزم... آن شاتگان جابجا شده بود، مطمئنا... جورج ترور   یادداشت ترور 6 26 نوامبر 1967 من گیر افتاده ام. تا الان 3 روز شده است. روزی که آن اتاق خالی را دیدم سعی کردم از این عمارت فرار کنم. اعتماد زیادی به این که خانواده ام در خانه عمه جایشان امن است داشتم. ولی دیگر خیلی دیر شده بود. همان موقع که از عمارت خارج شدم مردانی با کت قرمز احاطه ام کردند و کمی مرا زدند. و برای مدتی هشیاری ام را از دست دادم. "برات متاسفم، فقط برای مسائل امنیتی بود" "آن مردان بدجنسند. از میان تمام مردم، آنها سعی میکنند از طراح این عمارت سواستفاده کنند... ولی من در آینده به درد جمع آوری اطلاعات میخورم." چه مساله امنیتیی؟ برای طراحی کردن این عمارت؟ وقتی متوجه اش شدم در اتاقی زیرزمینی دراز کشیده بودم. در اتاقی نیمه روشن و تمام بدنم خارش عجیبی دارد. احساس میکنم انگار فردی دارد قلقلکم میدهد. خودم را بلند کردم. چلک، چلک، چیزی از بدنم پایین ریخت. اون... تکون میخوره! عنکبوت! تعداد زیادی عنکبوت در حال تکان خوردن روی من رو زمین هستند. عنکبوت هایی به اندازه کف دستم در این اتاق سرد... من عقب رفتم و ناخودآگاه تعدادی از آنها را له کردم. همان موقع آنها به من حمله ور شدند. به سمت در دویدم ولی قفل بود. عنکبوت ها یکی پس از دیگری شروع به بالا رفتن از من کردند. من با یادآوری ساختار آن در توانستم بازش کنم و بیرون روم. از آن موقع درحال پرسه زدن در زیرزمین عمارت هستم. اینجا حشرات عجیب و حیوانات زیادی هستند. اما حرکت آنها آهسته و ساده است و من به نوعی توانستم زنده بمانم. جرج ترور   یادداشت ترور 7 جسیکا،لیزا... چرا ! چرا ! من نمیخواهم در یک مکان ملالت انگیز مثل این بمیرم... آیا تقصیر من بود که این عمارت را برحسب دستورات ویژه اش ساختم؟ یا این مجازات از طرف خداوند است به دلیل تلاش برای فرار ، بدون دانستن این که آن ها را شاید جاگذاشته باشم. تفاوتی ندارد. این غیر عادی است. بوی ضدعفونی کننده زیرزمین را پر میکند و به نظر میرسد که یک ماشین جدید آورده شده بود...  راز لعنتیی چه میتواند باشد؟ آیا این مکان هنوز به عنوان مرکز خلق مجدد استفاده میشود!؟ جرج ترور   یادداشت ترور 8 December 5, 1967 ... و الان، من به طور غیر منتظره پام را داخل اتاق تنگ و تاریک گذاشتم. با هر قدمی که بر میدارم، خطر تشدید میشود. من به آرامی و با احتیاط در اطراف راه میروم. بعد ، در وسط وسط اتاق ، من به چیز سختی برخورد میکنم. این چیست؟ من شعله ی فندک را روشن کردم، نامه هایی که آنجا بودند اندک اندک نمایان شدند. این ... چی! لعنتی ! اون مرد فکر تمام زوایای (پیشامد) ممکن را کرد ! اما این کنایه آمیز هست. من هنوز زنده ام. مگر اینکه چیزی که انتظار میرد امروز اتفاق بیافتد. اما این همان چیز است ، "نور خورشید دیگر نمیتواند در حال بالا رفتن دیده شود." این عینا به جایی تبدیل شده است که من خواهم مرد. ...نه، اینطور نیست، من باید زنده بمانم، من تا الان دوام آورده ام. من هنوز زنده ام...من زنده خواهم ماند. جرج ترور   آخرین یادداشت من شکست خوردم. چطور اون، اسپنسر، میتوانست از این موضوع خبر داشته باشد؟ یک چیز عظیم و قدرتمند می آید... با اینکه قرار بود وسیله مخفیی باشد که فقط من از وجود آن خبر دارم... به سوی کشور، خودم و .... هشیاری من در حال ازمیان رفتن است. داشت یادم میرفت. نه فقط یکی... بلکه وسیله ای بسیار مشابه آن مورد نیاز است. آه، کمی، فقط اگر کمی بیشتر دوام میاوردم میتوانستم به فواره با دو نام برسم... جرج ترور
    • در طول بازی 30 Handprint یا "اثر انگشت" وجود دارد که با پیدا و اسکن کردن تمامی آنها یک ماموریت مخفی باز میشود.برای دیدن و پیدا کردن آنها باید با اسکنر به اطراف نگاه کرد و با چشم غیر مسلح دیده نمیشوند.اثر انگشت ها در واقع اثر یک دست هستند و هر بار که یکی از آنها را پیدا و اسکن کردید دیگر آن را مشاهده نخواهید کرد مگر اینکه بار دیگر بازی کنید.   Episode 1 Episode 1-2 .1 در ساحل روی جعبه ی سبز رنگ FBC. Eposide 1-3 .2 در کافه تریا بر روی دستگاه اسنکر کنار دستگاه نوشابه ی روشن. Eposide 1-3 .3 در راهروی منتهی به انبار بعد از پایین رفتن از چند پله. Eposide 1-3 .4 در اتاقی که راچل مرده است درست روبه روی جسد او در زیر صفحه آبی.     ******************************************************************************   Episode 2 5. Episode 2-1 در کابین خلبان هواپیمای سقوط کرده روبه روی صندلی سمت راست. 6. Episode 2-1 درون غار پس از عبور از محوطه باز در سمت چپ روی صخره ها. 7. Episode 2-2 در گوشه سالن غذاخوری روی بوقلمون. 8. Episode 2-2 در اتاقی که به هوش آمدید در حمام روی دیوار. 9. Episode 2-2 در قسمت تاریک کابین کنترل کشتی در سمت راست روی شیشه.   ************************************************************************************   Episode 3 10. Episode 3-2 در طبقه دوم سالن اصلی روبه روی درب بسته اتاق ارتباطات. 11. Episode 3-2 درسالن اصلی زیر پله ها سمت چپ روی قسمت سنگی سیاه. 12. Episode 3-2 درون تصفیه خانه استخر آلوده روی دیوار. 13. Episode 3-2 در کشتی تفریحی درون آشپزخانه روی قفسه های بالایی. 14. Episode 3-2 در کشتی تفریحی در قسمت بالا در جایی که Skagdead ظاهر شد درون اتاق روی جعبه ها. 15. Episode 3-2 در محل عداخوری روی میز دوم قبل از رسیدن به درب.     ************************************************************************************   Episode 4 16. در Solarium بعد از ورود به آب و خارج شدن از طرف دیگر با بالا رفتن از نردبان بر روی تخته ی شیرجه .   17. در Casino بر روی دیواره ی یکی از ماشین های خودکار بازی . 18. در Crew's Quarter در اتاقی که عروسک کریس پیدا می شود روی یک پرچم .     ************************************************************************************   Episode 5 19. Episode 5-1 در اتاقی که رمز امنیتی را پیدا کردید بر بروی پرده ی پروژکتور . 20. Episode 5-2 در قسمت زیرین کشتی بعد از ترک آسانسور در سمت راست بر روی یک کتاب .   Episode 6 21. Episode 6-2 در عرشه ی مشاهده ی کشتی بر روی جعبه ی آنتن قبل از حل کردن معما .     ************************************************************************************   Episode 7 22. Episode 7-1 پس از کشتن همه ی هانتر ها در جلوی عرشه بر روی زمین . 23. Episode 7-2  بعد از ترک کردن آسانسور در سمت چپ داخل اتاق روی شیشه های سمت راست .     ************************************************************************************   Episode 8 24. Episode 8-3 در تسهیلات پژوهشی در locker room که قبل از اتاق گندزدایی قرار دارد بر روی یکی از کمد ها .   25. Episode 8-3 در تسهیلات پژوهشی قبل از آسانسور بر روی آکواریوم ماهی . 26. Episode 8-3 پس از ترک کردن آسانسور در گوشه ی سمت چپ بر روی جعبه ی الکترونیکی     ************************************************************************************ Episode 9 27. Episode 9-2 در تسهیلات پژوهشی در سرد خانه بر روی دیوار بالای کامپیوتر .   Episode 11 28. Episode 11-1 در هنگام چنگ با مخلوق غول پیکر بر روی استوانه ای سفید رنگ در مقابل مخلوق .     ************************************************************************************   Episode 12 29. Episode 12-1 در اتاق غذا خوری روی دیوار خونی . 30. Episode 12-1 زیر عرش Norman .   پایان.
  • فایل

  • آمارهای تالار گفتگو

    • مجموع موضوعات
      621
    • مجموع پست ها
      2,109
  • آمارهای کاربران

    • کل کاربران
      4,807
    • بیشترین افراد آنلاین
      1,275

    جدیدترین کاربر
    Omid7777
    تاریخ عضویت
  • برترین مشارکت کنندگان

    کسی تا کنون امتیازی در این هفته دریافت نکرده است.

×
×
  • اضافه کردن...