رفتن به مطلب
اطلاعیه
  • ! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید

M.A.S

تحریریه
  • تعداد ارسال ها

    144
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    6

آخرین بار برد M.A.S در 25 می

M.A.S یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

30 ضعیف

1 دنبال کننده

درباره M.A.S

آخرین بازدید کنندگان نمایه

478 بازدید کننده نمایه
  1. M.A.S

    راهنمایی و حل مشکلات بازی

    ایناهاش برا من نمیزاره.
  2. M.A.S

    راهنمایی و حل مشکلات بازی

    با سلام در این تاپیک هر کسی هر مشکلی در مورد مشکلات درون بازی Resident Evil: 5 داره میتونه بپرسه: اولین سوال هم مال خودمه تو کمپین اصلی نمیشه اسلحه ها رو توی بازی از پارتنر بگیری؟
  3. سباستین:کیدمن منم. کیدمن: صداتو دارم سباستین. سباستین: موبیس...یه اسم. چیزی که من همیشه دنبالش بودم ولی همیشه منابع ام برای پیدا کردنش به بن بست میرسید. و حالا متوجه شدم اونا همه جا هستن. نمیفهمم چجوری... کیدمن: قبلا هم بهت گفتم... تو نمیتونی موبیس رو پیدا کنی مگر اینکه اونا بخوان. اونا خیلی خیلی وقته که هستن. اونا کارشون رو بلدن. ما میدونستیم که تو داری دنبال ما میگردی. ما مراقبت بودیم و هر موقع که دیدیم داری بهمون نزدیک میشی جلوت رو گرفتیم. سباستین: چرا؟ چرا اینکارو میکنن؟ کیدمن: مردم به یه رهبر نیاز دارن. سباستین: مردم رهبرشون رو انتخاب میکنن. کاری که موبیس میکنه رهبری نیست! این در واقع زندانی کردنه. خودشون هم اینو میدونن.مگه اونا (موبیس) سیاستمدارن؟ اونا توی سایه پنهان شدن چون میدونن کارشون شیطانیه. وگرنه باید از سایه بیان بیرون و خودشون رو به مردم نشون بدن. اگر مردم حقیقت رو بفهمن... موبیس رو به آتش میکشن. کیدمن: شاید راست بگی. ولی اگر مردم هم حقیقت رو بفهمن، کی باورشون میکنه؟ سباستین: آره... آسون ترین راه اینه که انقدر دسیسه و توطئه بکنی تا مردم فکر کنن اصلا توطئه ای وجود نداره! پارت چهارم به زودی... مترجمین: M.A.S____ کاپتان پرایس1378 *** کپی فقط با ذکر منبع***
  4. سلام. والا تا اونجایی که من یادمه واسه بازی کردن بخش b باید اول بخش a لیان و کلر رو تموم کنی تا بخش b براتون باز بشه
  5. M.A.S

    دانلود بازی resident evil 2

    دمت گرم هر چه زودتر آپلود کنی زودتر دعات میکنم
  6. M.A.S

    دانلود بازی resident evil 2

    سلام خسته نباشی برادر. نسخه کامل بدون حذفیات رو از کجا دانلود کنم؟
  7. با سلام خدمت شما هستیم با یک ترجمه دیگر از گروه تحریره انجمن خانه بازی ها *تاپیک به مرور زمان کامل میشود.* پارت1 سباستین: کیدمن اونجایی؟ کیدمن: همیشه! سباستین: تو به من نگفتی اگه اون ماشین لعنتیتون خراب بشه، اونوقت لیلی چی؟ اونوقت من باید کل زندگیم رو عزاداری کنم و هیچکس هم براش هم اهمیتی نمیده. کیدمن: من اهمیت میدم! ولی فعلا نمیتونم چیزی بگم.انوقت منو میکشن. سباسیتن: من که باورت ندارم. کیدمن: آخه چرا الان باید بهت دروغ بگم؟ سباسیتن: تا فریبم بدی! تا کاری کنی که مثل یه سرباز خوب کاراتون رو انجام بدم. تو قبلا هم بهم دروغ گفتی... تمام رابطه ما بر اساس دروغ ساخته شده! کیدمن: باشه میفهمم. و اصلا هم به خاطر این حسی که داری مقصر نمی دونمت! سباستین: تو هیچ وقت نمیفهمی چه حسی دارم تا وقتی که خانوادت رو از دست بدی. کیدمن: من هیچ وقت خانواده ای نداشتم که از دست بدم... فقط دو تا آدم که باعث بوجود اومدن من شدن و منو به جای یه دختر مثل یک بار اضافی بزرگ کردن! سباستین: یعنی میگی کسی رو دوست داشته باشی و از دستش بدی بهتره؟ این چیزیه که میگی؟ کیدمن: شاید... حداقل تو کسایی رو داشتی که بهت اهمیت بدن. سباستین: منظورت رو فهمیدم. ___________________________________________________________________________________________ سباستین: هی کیدمن. کیدمن: چیکار میتونم برات بکنم سباستین؟ سباستین: بیکن... قبل از بیکن زندگی من حالت عادی داشت. بعد از اینکه رفتم توی مغز روبیک دیگه زندگیم به حالت قبلی برنگشت! همه سعی میکردن بهم بگن که خیالاتی شدم. ولی من میدونم که خیالاتی نشده بودم، چون همه ی اون چیزها رو دیده بودم. کیدمن: نمیخواد بهم یادآوری کنی، من خودم اونجا بودم. سباستین: آره... رفیقات تو موبیس اصلا مشکلی نداشتن که تورو وارد همچین خطری کنن مگه نه؟ کیدمن: شاید... ولی من اگه اونجا کنارت نبودم معلوم نبود که بتونیم زنده بمونیم یا نه! سباستین: یه وقتایی بود که هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم زنده بمونم... حالا هم که توی یه استم دیگه هستم! کیدمن: و حالا هم که من هنوز کنارتم! ما اینبار هم زنده میمونیم... مثل دفعه قبل. سباستین: امیدوارم حق با تو باشه! ____________________________________________________________________________________________________________________ سباستین(به گربه روی میز): عه... بروکنار. سباستین:کیدمن هستی؟ کیدمن: بدون استراحت در خدمت شما. چی شده؟ سباستین: باورم نمیشه که لیلی هنوز زندس. آخه اون آتش سوزی... کیدمن: لیلی توی اون آتش سوزی نمرد، اینو الان میدونی. سباستین: اینو به عقلم بگو... به کابوس هایی که این همه سال داشتم بگو... چرا اونا دختر منو گرفتن؟... بین این همه دختر کوچیکی که توی دنیا هست چرا دختر من؟ کیدمن: نمیتونم جواب اینو بدم سباستین... موبیس خیلی قبل تر از اینکه من بخوام بهشون ملحق بشم لیلی رو زیر نظر داشتن. میدونم اینو باور نمیکنی ولی شاید تو به همه این موضوعات اینطوری که میخواستی نگاه کردی. میدونی بعضی جنایات اتفاق میوفته و هیچ دلیلی هم براش نیست. فط یه آدم اشتباهی توی یه مکان اشتباهی توی یه زمان اشتباهی قرار میگیره! سباستین: نه... من اینو باور ندارم. کیدمن: ولش کن، اون آتش سوزی اتفاقی بود که الان باید الان باید فراموشش کنی سباستین. تقصیر تو نبود که اون اتفاق افتاد و تو لیلی رو به خاطر اون موضوع از دست ندادی. اینو یادت باشه. سباستین: جواب بده کیدمن. کیدمن: من اینجام. سباستین: اولین باری که مایرا رو دیدم یونیفرم پوشیده بود. فکر کنم همون موقع عاشقش شدم. البته نمیخواستم اینو بپذیرم ولی وقتی در حین انجام ماموریت مجروح شد دیگه نمیتونستم این رسیک رو قبول کنم که بهش نگم چه حسی نسبت بهش دارم. اون اونقدر مادر و همسر خوبی بود که بعضی وقت ها یادم میرفت اون چه کارآگاه خوبی هم بود. اون راست میگفت، اون میدونست یه چیزی در مورد مرگ لیلی درست نیست. منظورم... دزدیده شدنش هست. باید همون اول حرف هاشو باور میکردم. کیدمن: هیچ وقت راهی نیست که بتونی حقیقت رو پیش بینی کنی سباستین... خودت اینو میدونی! _________________________________________________________________________________________________________ سباستین: منم کیدمن. کیدمن: خوشحالم که صداتو میشنوم سباستین. سباستین: بعد از بیکن من فقط تلاش میکردم که هر اتفاقی که برای افتاده رو منطقی و با عقل جور در بیارم. ولی همه بهم میگفتن تو توهمی شدی یا داری حقیقت رو مخفی میکنی. کم کم داشت باورم میشد که حق با اوناست، که من دیوونه شدم. احساس نا امیدی داشتم.، بی فایده بودن... مست کردن تنها راهی بود که دردم رو کاهش میداد. چقدر زمان از دست دادم. میتونستم بیشتر تلاش کنم. لعنت بهش... کیدمن: انقدر خودتو سرزنش نکن سباستین، وقتی موبیس نخواد چیزی پیدا بشه... سباستین:انقدر به من دلداری الکی نده. من حسابی گند زدم. کیدمن: ببین سباستین، الان اصلا وقتش نیست که توی گذشته غرق بشیم. وقتشه که گذشته رو جبران کنیم.ترحم به خودت باعث شد که به سمت مست کردن بری. ولی تو الان این شانس رو داری اون چیزی رو که از دست دادی دوباره بدست بیاری. پس از دستش نده. سباستین: سخته... ولی درسته. حق با توئه کیدمن. ممنون. پارت دوم به زودی... مترجمین: M.A.S____ کاپتان پرایس1378 *** کپی فقط با ذکر منبع***
  8. M.A.S

    معرفی شخصیت های بازی Days Gone

    معرفی شخصیت های بازی Days Gone *تاپیک به مرور زمان کامل میشود* Deacon St. John دیکن.سی.جان دیکن سی. جان که از او به عنوان دیک نیز یاد میشود شخصیت اصلی بازی days gone میباشد. دیکن عضو سابق گروه Mongerl MC و سرباز ایالات متحده میباشد. او یکی از بازماندگان freakers است. دیکن در حال حاضر و پس از زنده ماندن به عنوان یک شکارچی و مزدور برای کمپ های بازماندگان کار میکند. دیکن یک مرد قفقازی آمریکایی است که دارای بدنی بلند و ورزشی است. او دارای چشمان قهوه ای و موهای سیاه و ریش کوچکی دارد. دیکن تی شرت آستین بلند سفید را در زیر کاپوت نارنجی پوشیده است او شلوار جین آبی و چکمه های رزمی قهوه ای می پوشد. او همچنین یک کلاه بیس بال مشکی مناسب دارد که آن را به عقب می پوشد. دیکندر بدن خود زخمهای بی شماری دارد ،او این زخم ها را به عنوان "یک قانون غیرقانونی و زمان زنده ماندن در آخرالزمان" یاد میکند. در مورد گدشته و دوران کودکی دیک چیز زیادی در دسترس نیست به جز یک ماجرا که پدر او در بچه به دیک یاد میدهد چگونه یک موش را از به تله بیندازد. دیکن در ارتش ایالات متحده در زمان جوانی خود ثبت نام کرد و در افغانستان نیز حضور داشت. او در لشکر 10 کوهستان خدمت کرد. در یکی از عملیات ها که دیکن و و گروهش در حال حرکت به سمت مزار شریف افغانستان بودند با کمین گروه طالبان رو به رو میشودند که در نتیجه باعث سقوط ماشین نفربر آنها به دره میشود. دیک پس از به هوش آمدن در می یابد که تمامی دوستان و هم تیمی های او در نفربر کشته شده اند و او تنها بازمانده از این حادثه است. او پس از این اتفاق از ارتش جدا شده و به آمریکا برمیگردد. دیک به عنوان مکانیک در یک مغازه موتور سیکلت متعلق به مردی به نام جک ، که رئیس منشور مادر Mongrel MC در Farewell بود ، مشغول به کار شد. جک، دیکن را به عضویت درMongrel MC پیشنهاد کرد که دیکن با خوشحالی پذیرفت. او با عضو دیگری به نام ویلیام "بوزر" گری آشنا میشود و در طی مدتی آنها دو دوست بسیار صمیمی می شوند. در یکی از موتور سواری های دیکن ،او زنی را به اتفاق میبیند که ماشینش خراب شده بود. او به بهانه راهنمایی به زن گفت که نمی داند کجاست و اسم جاده را نمیداند. پس از صحبت هایی که بین آن دو اتفاق می افتد دیکن قبول میکند که زن را به مکانی در آن نزدیکی برساند. در ادامه ی صحبت ها مشخص میشود که اسم زن سارا میباشد. آنها صحبت های کوچکی می کنند و دیک متوجه میشود که سارا یک گیاه شناس است که اخیراً به این منطقه نقل مکان کرده است. در انتهای جاده ، سارا موفق به تماس با آزمایشگاه خود شده و در مورد ماشین به آنها می گوید. دیکن او را به سمت ماشین سوار می کند تا منتظر کامیون بماند اما با رسیدن به ماشین سارا متوجه شود که دزدها به سمت ماشن سارا رفته اند. دیکن با آنها درگیر می شود و سارا با شلیک هشدار دهنده از اسلحه دیکن ، او را نجات می دهد. پس از این واقعه چندی نگذشت که دیکن و سارا عاشق یکدیگر میشود. دیک یکی از معدود انسانهایی است که پس از شیوع Freaker زنده مانده است. وی پس از آخرالزمان کار خود را به عنوان یک شکارچی مزدور به همراه دوست خود بوزر به عهده گرفت. دیک از دستور گرفتن متنفر است. به طوری که در یکی از قرار هایش با سارا به او میگوید" زندگی حتی یک دقیقه در سربازی برای او از جهنم بدتر است!" حال و پی از زنده ماندن او مجبور است مدام از روسای کمپ های بازماندگان به عنوان یک مزدور دستور بگیرد. دیکن اما برخلاف ظاهرش بسیار فرد عاطفی و مهربان است. او پس از آخر الزمان به افراد زیادی کمک میکند که از جمله آنها دختری به اسم لیزا میباشد که دیکن اورا از چنگ افراد اوباشی که قصد آزار اورا داشتند نجات میدهد. او بار دیگر لیزا را هنگامیکه در میابد او عضو گروه Rippers شده به شدت عصبی میشود و اورا قانع میکند از آن گروه خارج شود. در آخر دیک لیزا را به ریکی یکی از دوستان خود میسپارد. از دست دادن سارا دیكن را به افسردگی عمیق كشاند و او را به سمت کارهای بی مرزی و بی پروا سوق داد. او هر شب به به مزار یادمان سارا میرفت. اما با ادامه ی داستان دیک فهمید كه سارا ممكن است زنده باشد و در وقایع شیوع ویروس و سقوط بالگرد نجات نمرده باشد.همین موضوع به دیکن یک شوق و هدف برای زنده ماندن داد و او تمام تلاش خود را برای پیدا کردن همسر خود بکار گرفت. در اواخر بازی ، از دیکن به عنوان "پسر یک مرد واعظ" یاد می شود. در آخر بازی دیکن باکشتن فرمانده متیو کسی که قصد داشت با ساخت سلاحی دنیای جدیدی را بدون هیچ موجود مزاحم خلق کند تمامی زندانیان اسیر شده را آزاد میکند. او در آخر بازی هنگامیکه برای تمامی بازمانگان بشریت سخنرانی میکرد گفت: "میدونید... من امروز یک فداکاری عظیم رو مشاهده کردم. اما این فداکاری برای چی بود؟ اصلا ما امروز برای چی جنگیدیم؟ هان؟... به خاطر امید... امید به ساخت دوباره دنیامون... امید به یه آینده بهتر.یه روز یه نفر بهم گفت که... نیاکان ما دنیا رو به چیزی که الان هست تبدیل کردن. خب... ما میخوایم دنیا رو به چی تبدیل کنیم؟" ترجمه و تدوین شده توسط گروه تحریریه سایت خانه بازی ها کپی فقط با ذکر منبع
  9. با سلام خدمت بچه های گل سایت من امروز میخواستم بازی رزیدنت اویل رولیشنز رو دوباره تو سیستمم نصب کنم اما بعد از نصب به یه ارور عجیبی روبه رو شدم: http://uupload.ir/files/22l5_img_20190622_200501.jpg قبل از نصب آنتی ویروس رو غیر فعال کرده بودم اما نمیدونم مشکل از کجاس اگه کسی میتونه کمک کنه ممنونم میشم.
  10. M.A.S

    نقد‌ها و نمرات عنوان God of War4

    جدیدا و به تازگی نقدها و نمرات God of War4 نیز منتشر شده است که با یکدیگر مروری بر آن‌ها خواهیم داشت: IGN 10/10 من یک بازی اکشن فوق العاده را از God of War انتظار داشتم و این عنوان چنین تجربه‌ای را به صورت فوق العاده‌ منتقل کرده است. اما انتظار نداشتم که این عنوان یک سفر هیجان انگیز بوده و تجربه‌ای باشد که هر قسمت آن یک شاهکار است. این عنوان بازی است که در آن کریتوس به یک پدر پیچیده، هیولا و یک جنگجو تبدیل می‌شود که هم در میدان مبارزه باید بجنگد و هم اینکه جنگیدن را به پسر خود نیز آموزش دهد؛ آن هم در دنیایی مملو از خطرات که پیوسته در حال تغییر است. هم در زمینه گیم پلی و هم در زمینه یافتن افسانه‎های بازی، پاداش‌هایی وجود دارد که من با کامل کردن دستاوردهای بازی به آن‌ها دست یافتم. حساسیت زیادی که سازندگان برای خلق جهان بازی، شخصیت‌ها و همچنین گیم پلی آن به خرج داده اند، تجربه ای هیجان انگیز و به یاد ماندنی را رقم زده است. USgamer 10/10 این دقیقا همان طوری است که یک ریبوت باید ساخته شود. پس از اینکه کریتوس راه خود را گم کرد، استودیوی سانتا مونیکا عنوان God of War را در مسیر جدیدی قرار داد. God of War دارای یک شخصیت پویا‌تر(کریتوس) همراه با یک پشتیبانی عالی(آترئوس)، سیستم مبارزات فوق العاده و از نظر گرافیکی، یکی از بهترین بازی‌های پلی‌استیشن ۴ تا به امروز می باشد. GameSpot 9/10 در بسیاری از جهات، God of War دقیقا مشابه نسخه‌های قدیمی این فرانچایز است. یک بازی اکشن تماشایی با موسیقی‌های حماسی، هزینه تولید بالا و مبارزات طاقت‌فرسا که با پیش روی در بازی شاهد پیشرفت چشم‌گیر آن خواهیم بود. آن‌چه شما را شگفت زده می‌کند داستان بازی می‌باشد که بسیار پخته شده است. دقیقا به مانند کریتوس، عنوان God of War نیز به مانند گذشته تجربه خوبی بوده اما نشان می‌دهد که همچنان نیاز به پیشرفت دارد. اگر God of war دچار نوآوری‌های زیادی شده برای بهتر شدن آن است و اگر سازندگان تصمیم گرفته‌اند که همچنان قسمت‌هایی از گذشته را در بازی حفظ کنند( منظور دارا بودن ویژگی‌هایی از گیم پلی نسخه‌های قدیمی) مطمئنا این موضوع به سود آن خواهد بود. کریتوس دیگر یک فرد خشمگین قابل پیش بینی نبوده و God of War نیز دیگر یک عنوان اکشن قدیمی نیست. با این بازسازی(ریبوت)، God Of war مسیر جدیدی را در پیش گرفته که نوید یک ماجراجویی هیجان انگیز را در نسخه‌های آینده می دهد. Everyeye.it 9.5/10 God of War تغییر کرده است. این نسخه، فرانچایز God of War را به یک عنوان اکشن ماجراجویی تبدیل کرده است و به بازی‌بازان اجازه می‌دهد تا به اکتشاف در بازی بپردازند. همچنان ریشه بازی دست نخورده باقی مانده که به خوبی در هنگام مبارزات و یا صحنه‌های خشونت آمیز بازی قابل مشاهده است. هرچه که داستان بازی پیش‌ رفته و ماموریت‌های فرعی آن آزاد می‌شوند، God of War ثابت می‌کند که یکی از غنی ترین و شگفت انگیز ترین ماجراجویی‌های سه نسل اخیر است. فروش این عنوان به قدری خوب خواهد بود که مطمئنا شما را شگفت زده می‌کند. Metro GameCentral 9/10 God of War این فرانچایز را با تغییرات عمده ای روبرو کرده است که با سیستم کاوش و مبارزات هیجان انگیز ولی کمی کم‌عمق همراه با داستان پردازی آن هم‌خوانی دارد. Game Informer 9.8/10 باز‌سازی شخصیت کریتوس و شکل و شمایل جدید آن اولین چیزی است که مخاطب را به خود جذب می‌کند اما در مجموع این موضوع با تکامل این فرانچایز همبستگی دارد؛ کریتوس شخصیتی خشونت طلب و یک قاتل بی رحم بود که دریای خون به راه می انداخت اما حالا بازی با بازخلق او و طراحی دوباره مبارزات وی، فضایی را برای استراتژی بیشتر در مبارزات به وجود آورده است. سکانس‌های اکشن و لحظات هیجان‌انگیز همچنان در بازی وجود داشته اما در این نسخه به بلوغ و عمق بیشتری دست یافته اند. God of War از گذشته خود درس‌های زیادی گرفته اما در عین حال سعی می‌کند تا با در پیش گرفتن مسیر هیجان انگیز فعلی، به عنوان یکی از بهترین بازی‌های این نسل ظاهر شود. What is Gaming 8.5/10 باید از گرافیک و صحنه های سینمایی این بازی تمجدید کرد اما نباید از مبارزات تکراری و داستان نا امید کننده بازی چشم پوشی کنیم! Wccftech 10/10 God of War یکی از معدود عناوینی است که می‌تواند سرنوشت یک نسل را تعیین کند. مبارزات کریتوس به بهترین نحو بازسازی شده و سرزمین Midgard مملو از شگفتی‌ها و در عین حال خطرات زیادی است که باید آن‌ها را کشف کرده و بر تهدید‌ها غلبه کنید. تقریبا به اندازه طول عمر کنسول پلی استیشن ۴ زمان برد تا شاهد ماجراجویی جدید کریتوس باشیم اما این عنوان واقعا ارزش صبر کردن را داشت.
  11. M.A.S

    Resident Evil 6 Mods

    مد تغییر رنگ مو و لباس شری: تصاویر: لینک دانلود:
  12. M.A.S

    راهنمایی و حل مشکلات بازی

    با سلام در این تاپیک هر کسی هر مشکلی در مورد مشکلات درون بازی Resident Evil: Revelations داره میتونه بپرسه:
  13. M.A.S

    Resident Evil 6 Mods

    دوتا مد زیبا برای شری برکین: مد اول: تصاویر: مد دوم: تصاویر:
  14. در خدمت شما هستیم با سناریو فارسی بازی Resident Evil Revelations ***تاپیک به مرور زمان کامل میشود*** قایقی در دریای طوفانی در حال حرکت است. دریای مدیترانه درون قایق: جیل به اسلحه خود نگاه میکند: پارکر: هی, جیل. قایق به سمت کشتی بسیار بزرگی میرود و جیل به روی عرشه قایق می آید تا کشتی را ببیند. جیل: شگفت انگیزه... پارکر: کوئین زنوبیا؟ این کشتی خیلی خوش شانسه که هنوز سر پا مونده. جیل: برو نزدیکتر تا یه جایی برای ورود پیدا کنیم. آن دو وارد عرشه کشتی میشوند... جیل:الان حدود 94 دقیقه میشه که ارتباطمون با کریس و جسیکا قطع شده! پارکر: اما اطلاعات نشون میده آخرین محل اونا... جیل: یه جایی تو این کشتیه. گیم پلی بازی: کشتی تکان بزرگی میخورد... پارکر: جیل، حالت خوبه؟ آن دو وارد کشتی میشوند... پارکر: آه چه بوی بدی! جیل: اینجا یه مدتی متروکه مونده! جسدی روی زمین است: جیل: چه بوی گوشت گندیده ای میده! در ادامه ی راه: پارکر: هیچ نشونی از موجود زنده نیس، ولی من احساس میکنم یه چیزی اینجا هس! آن دو وارد اتاقی میشوند و درون اتاق چیزی پشت قفسه جعبه ها تکان میخورد. جیل: هی! پارکر: چیه؟ چی شده؟ جیل: فکر نمیکنم ما اینجا تنها باشیم. ادامه ی مسیر: جیل: از توی کانال داره خون میریزه! هنگام ناگهان جسدی از کانال آویزان میشود. با ادامه ی مسیر آن دو وارد آشپزخانه شده و دریچه خونه را مشاهده میکنند: پارکر: جیل، یه نگاهی به این بنداز. جیل: پارکر کمک کن بازش کنم. پارکر: حتما، مشکلی نیس! دمو: پارکر دریچه را باز میکند و جیل با Genesis آنجا را اسکن کرده و یک اسلحه پیدا میکند. جیل: یه چیزی پیدا کردم، فکر کنم اسلحه باشه! پارکر: خب حالا چی؟ جیل: صبر کن! جیل خم شده و اسلحه را برمیدارد. هنگام بر داشتن اسلحه جیل جسدی را که اسلحه را در دست داشت را بالا میکشد. پارکر سرفه میکند و میگوید: خب... در هر صورت این کریس نیس! دوربین از نگاه زامبی که پشت جیل است میشود...جیل متوجه حضور او شده و به عقب بر میگردد... گیم پلی: جیل و پارکر با زامبی مبارزه کرده و اورا میکشند... دمو: پارکر و جیل به جسد زامبی نگاه میکنند: پارکر: این نشون میده چه بلایی سر گمشدهامون اومده. جیل: این اصلا خوب نیست. تو کجایی کریس؟ دمو: گزارشگر قدم زنان کنار ساحل در حال توضیح دادن اتفاقات افتاده در شهر Terragrigia: : این ساحل زیبای مدیترانه ای زمانی محل یکی از بهترین سازه ها و ساختمان های دنیا بود.11 سال طول کشید تا اولین شهر روی آب دنیا ساخته شود. شهر شناور Terragrigia, یک شهر بزرگ و مستحکم است که با انرژی خورشیدی کار میکند و به آخرین تکنولوژی های سبز مجهز می باشد. تاکنون هیچ وقت از انرژی خورشیدی برای تامین انرژی کل یک شهر استفاده نشده بود. دمو لحظات ورود ولترو و حمله به آن شهر را نشان میدهد.... گزارشگر ادادمه میدهد: اما در سال 2004, ولترو, یک گروه تروریستی برای متوقف کردن پیشرفت های شهر, به آن حمله کرد. آنها نه تنها ویروس را در شهر پخش کردند, بلکه چند موجود به نام سلاح زیستی همراه ویروس آزاد کردند. این واقعه یکی از غمگین ترین حادثه های جهان بود. :FBC سازمان مقابله با بیوتروریسم تحت حمایت ایالات متحده در جهان، برای مقابله با اثرات این حمله فراخوانده شد... BSAA سازمان غیر دولتی مقابله با بیوتروریسم هم که سوا از منافع هر کشور در آن کار میکند نیز برای کمک به FBC به عنوان ناظر به Terragrigia فراخوانده شد. دمو منابع تامین کننده انرژی شهر را نشان میدهد... گزارشگر:با توجه اینکه به اقدامی سریع و همچنین قاطع برای مقابله با این حادثه نیاز بود، سران منطقه تصمیم گرفتند تا با استفاده از منبع تامین کننده شهر انرژی خورشید را در شهر متمرکز کرده و بوسیله آن شهر را نابود کنند! دمو چند هانتر را نشان میدهد که در حال پودر شدن هستند.... گزارشگر ادامه داد:رسانه های جهانی این حادثه را به عنوان حادثه Terragrigia در جهان اعلام کردند. :بعد از این حادثه, FBC اعلام کرد با موفقیت گروه ولترو را به طور کامل نابود کرده است. دمو دوباره کنار ساحل برمیگردد و زن گزارشگر را نشان میدهد: گزارشگر: اکنون سال 2005 می باشد و آرامش و امنیت بالاخره به مردم بازگشته است....ولی همانطور که مشاهده میکنید، شهر Terragrigia از دسترسی خارج شده و یک نماد ساکت و قدرتمند از بیوتروریسم برای جهانیان باقی مانده است! سایت خانه بازی ها نویسنده:M.A.S ***کپی فقط با ذکر منبع***
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...