رفتن به مطلب
اطلاعیه
  • ! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'شهر'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن عمومی
    • انجمن عمومی
  • انجمن های اختصاصی سایت
    • ترجمه سناریو ها
    • بازی ها
    • سوال ، پرسش و گفتگوی آزاد
  • بخش اخبار
    • اخبار
  • Resident Evil سری اصلی
    • Resident Evil سری اصلی
  • Resident Evil سری فرعی
    • Resident Evil سری فرعی
  • Silent Hill
    • Silent Hill
  • انجمن بازی های ترسناک
    • Outlast
    • شیطان درون : The Evil Within
    • Alan Wake
    • F.E.A.R
    • Dino Crisis
    • Parasite Eve
    • DEAD SPACE
    • Friday the 13th
  • انجمن بازی های فانتزی
  • کلوپ هواداران
  • بخش دانلود و تصاویر
  • پلتفرم ها و شبیه ساز
  • فعالیت متفرقه
  • انجمن متفرقه

دسته ها

  • فایل های مورد نیاز
    • فایل های مورد نیاز ویندوز
    • فایل های مورد نیاز بازی
  • سیو بازی ها
  • کرک بازی ها
  • ترینر بازی ها
  • شبیه ساز ها

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره خودتان

2 نتیجه پیدا شد

  1. در خدمت شما هستیم با سناریو فارسی بازی Resident Evil Revelations ***تاپیک به مرور زمان کامل میشود*** قایقی در دریای طوفانی در حال حرکت است. دریای مدیترانه درون قایق: جیل به اسلحه خود نگاه میکند: پارکر: هی, جیل. قایق به سمت کشتی بسیار بزرگی میرود و جیل به روی عرشه قایق می آید تا کشتی را ببیند. جیل: شگفت انگیزه... پارکر: کوئین زنوبیا؟ این کشتی خیلی خوش شانسه که هنوز سر پا مونده. جیل: برو نزدیکتر تا یه جایی برای ورود پیدا کنیم. آن دو وارد عرشه کشتی میشوند... جیل:الان حدود 94 دقیقه میشه که ارتباطمون با کریس و جسیکا قطع شده! پارکر: اما اطلاعات نشون میده آخرین محل اونا... جیل: یه جایی تو این کشتیه. گیم پلی بازی: کشتی تکان بزرگی میخورد... پارکر: جیل، حالت خوبه؟ آن دو وارد کشتی میشوند... پارکر: آه چه بوی بدی! جیل: اینجا یه مدتی متروکه مونده! جسدی روی زمین است: جیل: چه بوی گوشت گندیده ای میده! در ادامه ی راه: پارکر: هیچ نشونی از موجود زنده نیس، ولی من احساس میکنم یه چیزی اینجا هس! آن دو وارد اتاقی میشوند و درون اتاق چیزی پشت قفسه جعبه ها تکان میخورد. جیل: هی! پارکر: چیه؟ چی شده؟ جیل: فکر نمیکنم ما اینجا تنها باشیم. ادامه ی مسیر: جیل: از توی کانال داره خون میریزه! هنگام ناگهان جسدی از کانال آویزان میشود. با ادامه ی مسیر آن دو وارد آشپزخانه شده و دریچه خونه را مشاهده میکنند: پارکر: جیل، یه نگاهی به این بنداز. جیل: پارکر کمک کن بازش کنم. پارکر: حتما، مشکلی نیس! دمو: پارکر دریچه را باز میکند و جیل با Genesis آنجا را اسکن کرده و یک اسلحه پیدا میکند. جیل: یه چیزی پیدا کردم، فکر کنم اسلحه باشه! پارکر: خب حالا چی؟ جیل: صبر کن! جیل خم شده و اسلحه را برمیدارد. هنگام بر داشتن اسلحه جیل جسدی را که اسلحه را در دست داشت را بالا میکشد. پارکر سرفه میکند و میگوید: خب... در هر صورت این کریس نیس! دوربین از نگاه زامبی که پشت جیل است میشود...جیل متوجه حضور او شده و به عقب بر میگردد... گیم پلی: جیل و پارکر با زامبی مبارزه کرده و اورا میکشند... دمو: پارکر و جیل به جسد زامبی نگاه میکنند: پارکر: این نشون میده چه بلایی سر گمشدهامون اومده. جیل: این اصلا خوب نیست. تو کجایی کریس؟ دمو: گزارشگر قدم زنان کنار ساحل در حال توضیح دادن اتفاقات افتاده در شهر Terragrigia: : این ساحل زیبای مدیترانه ای زمانی محل یکی از بهترین سازه ها و ساختمان های دنیا بود.11 سال طول کشید تا اولین شهر روی آب دنیا ساخته شود. شهر شناور Terragrigia, یک شهر بزرگ و مستحکم است که با انرژی خورشیدی کار میکند و به آخرین تکنولوژی های سبز مجهز می باشد. تاکنون هیچ وقت از انرژی خورشیدی برای تامین انرژی کل یک شهر استفاده نشده بود. دمو لحظات ورود ولترو و حمله به آن شهر را نشان میدهد.... گزارشگر ادادمه میدهد: اما در سال 2004, ولترو, یک گروه تروریستی برای متوقف کردن پیشرفت های شهر, به آن حمله کرد. آنها نه تنها ویروس را در شهر پخش کردند, بلکه چند موجود به نام سلاح زیستی همراه ویروس آزاد کردند. این واقعه یکی از غمگین ترین حادثه های جهان بود. :FBC سازمان مقابله با بیوتروریسم تحت حمایت ایالات متحده در جهان، برای مقابله با اثرات این حمله فراخوانده شد... BSAA سازمان غیر دولتی مقابله با بیوتروریسم هم که سوا از منافع هر کشور در آن کار میکند نیز برای کمک به FBC به عنوان ناظر به Terragrigia فراخوانده شد. دمو منابع تامین کننده انرژی شهر را نشان میدهد... گزارشگر:با توجه اینکه به اقدامی سریع و همچنین قاطع برای مقابله با این حادثه نیاز بود، سران منطقه تصمیم گرفتند تا با استفاده از منبع تامین کننده شهر انرژی خورشید را در شهر متمرکز کرده و بوسیله آن شهر را نابود کنند! دمو چند هانتر را نشان میدهد که در حال پودر شدن هستند.... گزارشگر ادامه داد:رسانه های جهانی این حادثه را به عنوان حادثه Terragrigia در جهان اعلام کردند. :بعد از این حادثه, FBC اعلام کرد با موفقیت گروه ولترو را به طور کامل نابود کرده است. دمو دوباره کنار ساحل برمیگردد و زن گزارشگر را نشان میدهد: گزارشگر: اکنون سال 2005 می باشد و آرامش و امنیت بالاخره به مردم بازگشته است....ولی همانطور که مشاهده میکنید، شهر Terragrigia از دسترسی خارج شده و یک نماد ساکت و قدرتمند از بیوتروریسم برای جهانیان باقی مانده است! سایت خانه بازی ها نویسنده:M.A.S ***کپی فقط با ذکر منبع***
  2. سلامی گرم به کاربران عزیز ، تو این پست میخوام شهری واقع در نسخه ششم رزیدنت اویل به نام شهر Tall oaks و به واژه فارسی درخت های بلند بلوط رو به طور مفصل براتون معرفی کنم ، شهری که فقط در سناریوی لیون و شایدم در ایدا هم وجود داشته باشد که بیشتر تو سناریوی اول لیون و هلنا مشاهده خواهید کرد ،تصاویری از این شهر را در زیر دیده و در ادامه با ما همراه باشید. شهر Tall oaks Tall oaks مکان:ایالات متحده تأسیس:نامعلوم جمعیت: 77,000+ واقعه جلب توجه: طغیان تال اکس وضعیت جاری:تخریب شده در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۳ ----------------- تال اوکس یک شهر کوچک درایالات متحده بود.آن شهر،مرکز یک حمله بیوتروریستی هماهنگ شده،به وسیله مشاور امنیت ملی" درک سی سیمونز "بود. منطقه: تال اوکس منطقه انگلیسی زبان درایالات متحده بود.یک ایستگاه مترو و دانشگاه درشهر وجود داشت.هلنا هارپر نیز اشاره کرد که یک کلیسا وجود دارد،جایی که او به لیون گفت چگونه داخل شهرباشیوع ویروس گیرافتادند. تاریخچه: اینگرید هانگین انتظار داشت که درطول شیوع خطر بیولوژیکی تعداد70000 نفر درمنطقه آلوده شده باشن،روی هم رفته نود درصد جمعیت شهر.بعدها شهر تال اکس مانند شهر راکون با برخورد یک موشک برای جلوگیری ازپخش ویروس سی نابودشد.که این شهرنیز همانند راکون در یک" عملیات گندزدایی(sterilization operation) "از پادرآمد.نزدیک۱۵ سال پیش بود که سیاستمداران تصمیم گرفتند از اطلاعات افرادی که درمقامات کارمیکردند و در شیوع حضور داشتند جلوگیری کنند. مکانهای جالب توجه: Ivy university Tall Oaks station Modern Red Sizmore park After Hours STAGLA gas station Brekes Gunshop Forest Cemetary Tall oaks Cathedral خیابانها: ((Street Tall oaks street Lacky street Sizmore street Ohman street معرفی برخی مکانهای مهم: University Ivy دانشگاه Ivy: دشمنان:زامبی منطقه:تال اکس دانشگاه Ivy یک مرکز آموزشی در شهر تال اکس قبل از شیوع ویروس در سال ۲۰۱۳ بود.شیوع ویروس گسترش پیدا کرد از طریق دانشگاه به وسیله یک مه آبی که توسط Lepotitsa بیرون انداخته شد.مکان وسیعی از مدرسه و شهرک حوالیه آن آلوده و افراد آنجا به زامبی تبدیل شدند.آنجا مکانی بود که رئیس جمهور وقت "آدام بنفورد" میخواست سخنرانی کند،سخنرانی ای که حقیقت واقعه شهر راکون و دخالت دولت در آن را آشکارمیکرد.مأمور "D.S.Oلیون اسکات کندی "و نماینده سرویس مخفی " هلنا هارپر"وقتی شیوع اول رخ داد درمیان دانشگاه گیرافتادند.همچنین یک خانم جوان ودانشجوی دانشگاه،به نام "لیز" درهنگام شیوع آلوده شد. Tall Oaks Station ایستگاه تال اکس: دشمنان:زامبی-سگهای زامبی منطقه: تال اکس ایستگاه تال اکس یک ایستگاه مترو در شهر تال اکس هست.در طی سناریو لیون و هلنا و شیوع ویروس درشهر تال اکس،یک قطار دیده شد که روی ریلها حرکت میکرد(که احتمالا افراد آلوده درآن بودن) که همانگونه که در تریلر دیده شد نزدیک بود قطار با لیون تصادف کند. STAGLA gas station پمپ بنزین استاجلا: استاجلا شرکتی بود که یک زنجیره از مراکز بنزین در ایالات متحده همراه با مکانهایی در راکون و تال اکس راه انداخت.مکانش در راکون سیتی نزدیک عمارت شهر بود.درطی واقعه ویرانی شهر(راکن) اونجا بسته شده و ورودی اش بایک کرکره فلزی محافظت میشد...به طورخلاصه جیل ولنتاین،نیکولای زیروف و کارلوس الیویرا آنجارا در رزیدنت اویل ۳ دیدند.پمپ بنزین استاجلا در راکن سیتی جایی است که شماماشین نفت برای تعمیرکردن قطار و فرارازآنجا پیداکردید.اگرچه بازرسی از اطراف نشان داد که ایستگاه مشابهی در رزیدنت اویل۳نیست... حادثه بیوتروریستی شهر تال اکس علت:رهاشدن ویروس c درون مردم علت رهاشدن:اقدامات عمدی تروریستی تاریخ شروع:ژوئن ۲۰۱۳ تاریخ خاتمه:نامعلوم شمارش مرگ:۷۰۰۰۰ -------- حادثه تروریستی شهر Tall oaks که درسال ۲۰۱۳ به وقوع پیوست،یکی ازمجموعه حملات تروریستی مربوط به ویروس c درسراسر جهان انجام شده بود.برطبق اطلاعات رسیده از مأمور دولت آمریکا یعنی اینگرید هانگین بیش از ۹۰ درصد مردم به این ویروس آلوده شده بودند.لیون اسکات کندی گفته:انگار حادثه شهر راکون دوباره اتفاق افتاده است. ریشه درسال ۱۹۹۸ شهرصنعتی راکون که واقع درمیانه غربی آمریکابودبه خاطر تصمیم دولت آمریکا مبنی برنابودی ویروس جهش زای T کاملاویران شد وبا خاک یکسان شد. ایده اولیه این اقدام توسط "درک سی.سیمنز"مأمور عالی رتبه دولت آمریکا مطرح شد.این ایده ابتدا در یک کمیته ی کنگره ای که افراد حاظر در آن شامل سناتور "ران دیویس" بود رأی آورد و سپس رئیس جمهور وقت از آن حمایت کرد.سپس دولت آمریکا باعنوان عملیات پاکسازی،موشکی را به طرف شهر پرتاب کردند.درپی افزایش فشار رسانه ها در رابطه با این تصمیم بحث بر انگیز،کم کم زمزمه هایی در مورد دخالت دولت آمریکا درشیوع این ویروس و اینکه دلیل انجام این بمباران،کاهش دادن آگاهی مردم درباره سلاحهای بیولوژیکی است قوت گرفت و به دنبال آن رئیس جمهور وقت از سمت خود کناره گیری کرد.سیمونز رئیس سازمان The family بود. The familyسازمانی مخفی متشکل از آمریکایی های اصیل و نخبه گانی از سراسر دنیا بود.این گروه دراواخر قرن ۲۰ام به این نتیجه رسیدن که منافعشان دراین است که تاریخ بشری را به نفع ایالات متحده تغییر دهند.بنابراین تصمیم گرفتند تا آمریکا را در رأس هرم خودشان نگه دارند و به تبع،پایداری و استحکام را برای کشورهای دنیا به ارمغان آورند.افشای روابط آمریکا با شرکت تحقیقاتی آمبرلا برای دولت آمریکا و نظم نوین جهانی یک فاجعه محسوب میشد و منجربه ازبین رفتن حیثیت ایالات متحده و همچنین فروپاشی تسلطش برکل زمین میشد.ولی وقتی سیمونز مطلع شدکه دوست صمیمی اش یعنی رئیس جمهور"آدام بنفورد"قصد دارد تا همه ی قضایارا فاش کند،تصمیم گرفت تا جلوی او رابگیرد.بنابراین او توطئه ای چید که درآن یک گروه تروریستی که ازطرف شرکت مخفی "نئو-آمبرلا" رهبری میشدندبه مرکز آمریکاحمله وتمامی مدارکی راکه اثبات میکرد او با آمبرلا درارتباط است از بین ببرند وبعد ازآن تمام کسانی راکه از آلودگی جان سالم به دربردند بکشند.بعدها این رویدادها بعنوان حوادث تروریستی تأسف برانگیزی مطرح شدند و به ضرر دولت آمریکا تمام شد،زیرا افکارعمومی براین اتفاق نظرپیداکردند که دولت آمریکا هیچ برنامه ای برای مقابله باتروریستها وحفظ سیاست جهانی خودش ندارد.سپس رئیس جمهور مقدمات سخنرانی خودش را در دانشگاه Ivy شهر تال اوکس فراهم کرد(یا براساس نقشه قبلی از طرف دریک یا بر حسب تصادف).سه روز قبل ازسخنرانی شرکت نئو-آمبرلا که تحقیقاتش را درمقیاس بسیار گسترده ای درمخفیگاه سازمان Tall oaks که در زیر کلیسای جامع شهر تال اوکس بود انجام میداد،دبرا و هلنا هارپر را دزدیدند.هلنا یکی ازاعضای سرویس مخفی ایالات متحده بود که از طرف سیمونز اجیرشده بود تا درامر حفاظت از رئیس جمهورخلل ایجاد کند.البته همه اینها توطئه ای ازطرف سیمونز بود.هلنا در واقع به عنوان یک قربانی وخائن در این کشت و کشتارها محسوب میشد و انتظار داشت که در زمان نابودی شهرکشته شود.دبرا بعد از رفتن هلنا توسط محققان سیمونز که قصد کشتن او را داشتند مورد سوء قصد قرارگرفت،اما آن ها درخاتمه تصمیم گرفتند او رازنده نگه دارند و به عنوان یک نمونه برای آزمایششان بر روی ویروس c استفاده کنند. وقایع طبق نقشه سیمونز،در روز سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه،هلناخبر دروغین ورود گروه تروریستها به دانشگاه به منظور کشتن رئیس جمهور راپخش کرد.درنتیجه گروه حفاظتی رئیس جمهور ازیکدیگر جدا و شروع به تجسس در دانشگاه به منظور یافتن افرادمشکوک کرد.هلنا بازیرکی خاصی به دروغ به همکارانش هشدارهایی داد و سروصدا راه انداخت،اما به دلیل سابقه تخلفاتش،گروه محافظتی نسبت به او بی اعتمادبودند ودرنتیجه همچنان به کارتجسس خود برای یافتن افرادمشکوک ادامه دادند.درهمین اثنا ناگهان یک Lepotitsa که دردانشگاه مخفی شده بود از chrysalid خودبیرون آمد واستادان دانشگاه،دانشجویان وپرسنل امنیت رابه ویروس سی آلوده کرد.همراه باانتشارگاز،گروه امنیتی رئیس جمهور نتوانستنداورا نجات دهند و نهایتا رئیس جمهور به ویروس سی آلوده سد.هلنا ولیون اسکات کندی اورادرحالی یافتند که دیگر کارازکارگذشته و اوکاملأ تبدیل به یک زامبی شده بود.همزمان با آگاه شدن اینگرید هانگین،مأمور F.O.T ازمرگ رئیس جمهور،هلنا او را ازوجود یک سرنخ در کلیسای جامع مطلع کرد وگفت که لیون ازاوحمایت میکند.لیون و هلنا در حین بررسی دانشگاه بامردی برخورد کردند که میخواست دخترش لیز راپیداکند.اومیخواست برای یافتن دخترش همراه آن دو از دانشگاه خارج شود.آن ها با استفاده ازآسانسور زیرزمینی به پارکینگ رفتند تاسوار ماشین شوند،امادختر مردکه به ویروس سی آلوده شده بود،نهایتا پدرش رامیکشد.ماشین کاملأ توسط زامبی هامحاصره شده بود و بنابراین لیون و هلنا مجبور شدند تادر دانشگاه بمانند و درجستجوی راه دیگری برای خروج از آن جاباشند.آن ها بلاخره موفق شدند تا به اتاق امنیتی وارد شوند.لیون در آنجا بعد از این که دید دونفر توسط زامبی ها مورد حمله واقع شدن از کمگ به بازمانده ها منصرف شد ،این حادثه فشار روانی زیادی را به لیون وارد کرد زیرا او به این جمله اعتقاد داشت: "اگر برای نجات جان یک انسان تلاش نکنی هرگز نمیتوانی زندگی ای را نجات بدی" لیون و هلنا همچنان به جستجوی راهی برای خروج از دانشگاه ادامه دادند تا اینکه بلأخره توانستند با استفاده از یک ماشین پلیس که خارج ازمحوطه دانشگاه بود فرار کنند.اما خیابان شهر پر از زامبی بود.درنتیجه آنها مجبور شدند با پای پیاده ازمترویی که پر بود از زامبی ها،سگها وقطارهای درحال حرکت،عبورکنند.پس ازخروج ازایستگاه و رسیدن به شهر متوجه شدند که در شهر هرج و مرج بسیار زیادی حاکم است.بازماندگان سعی میکردند تا فرار کنند و موتورسواران با آلوده شده ها برخورد میکردند.لیون و هلنا به راهشان ادامه دادند ومجبور شدند هرچه که سرراهشان بیاید رابکشند.مسیراصلی که آنها انتخاب کردند کاملا مسدود شده بود هرچند در این زمان یک ون پلیس با یک کامیون برخورد کرد.آنهامسیرشان را تغییر دادند و به طور تصادفی باگروهی از بازماندگان برخورد کردند که در پمپ بنزین بودند و لیون اصرار داشت که به آنها کمگ کنند.دومین ون پلیس نیز به پمپ بنزین برخوردکرد و یکی از پمپهای بنزین از زمین کنده شد وسبب شد بنزین بر روی زمین بریزد لیون و هلنا ازآن استفاده کردند تا با زامبیها مبارزه کنند وپمپ بنزین رانابود سازند.لیون و هلنا ودیگر بازماندگان به سمت اسلحه فروشی رفتند.امامالگ فروشگاه به آنهاگفت تازمانی که بیرون فروشگاه پاکسازی نشودآنها اجازه ورود به داخل فروشگاه را ندارند.بیرون فروشگاه پراز زامبی بود و بازماندگان مجبور به مبارزه باآنها بودند.یکی از بازماندگان پس از بیرون رفتن از فروشگاه کشته شد.پس از اینکه چند زامبی کشته شدند مالک فروشگاه اجازه داد تابازماندگان به طبقه دوم فروشگاه بروند.مالک فروشگاه به آنهاگفت:منتظراتوبوسی است که قرار است او رابه کلیسای جامع شهرببرد،جایی که اکثربازماندگان درآن جمع شده اند.هلنا ولیون از فرصت استفاده کردند و راضی شدند تا همراه بقیه منتظربمانند تا اتوبوس بیاید.اما از شانس بدشان زامبی هابه طبقه بالای فروشگاه حمله کردند.مردژاپنی کرکره هاراکاملأ پایین کشید،آنهاعقب نشینی کردند.باشلیک کردن گلوله زامبی بزرگی از بالای ساختمان سقوط کرد و آنها(بازماندگان)توانستندکه خودشان رابه پشت بام برسانند.بالای پشت بام هم مکان امنی نبود.زیرا زامبیها که درمیان آنها یک زامبی عظیم الجثه نیز بودسعی کردند تاخودشان رابه پشت بام برسانند.باکمک لیون و هلنا بازماندگان توانستندتا رسیدن اتوبوس زنده بمانند.بعداز رسیدن اتوبوس همگی سوارشدند وبه سرعت حرکت کردند.اماسومین زامبی عظیم الجثه مانع حرکتشان شد و درهمین حین مرد ژاپنی کشته شد.اتوبوس به زامبی فشار آورد و در نتیجه سر زامبی از هم پاشید و اوکشته شد و آنها توانستند که ازشهر فرارکنند. اعتراف به گناه بعداز فرارشان ازشهر اینگرید هانگین گزارش دادکه نود درصد مردم به ویروس آلوده شدن و بیش از هفتادهزار نفر کشته شده اند.راننده اتوبوس حامل لیون و هلنا و بازماندگان،حین رانندگی متوجه زامبی ای درمسیرحرکتش شدامابه راه خودش ادامه داد و او را زیرگرفت،واین سبب شد که اتوبوس ازکنترلش خارج شود و درلبه یک صخره متوقف شود وآنگاه آنها توسط زامبیها محاصره شدند.سپس کامیونی به آنها برخورد کرد وآنها به پایین صخره سقوط کردند.لیون اسکات کندی و هلنا هارپر توانستند ازاین حادثه جان سالم به درببرند اما راننده به خاطر انفجار اتوبوس کشته شد.بقیه بازماندگان نیزبخاطر حمله زامبی ها کشته شدند.علی رقم غم و غصه ی ناشی از این حادثه،هلنا اصرار داشت که آنها باید به کلیسای جامع بروند. درکلیسا زامبی ها به قبرستان هجوم آورده بودند و آنها باسگها مبارزه میکردند.یکی از آن سگها کلید دروازه اصلی را داشت،لیون و هلنا نهایتا توانستند کلید رابه دست آورده و از دروازه ی اصلی خارج شوند.بیرون کاملا در محاصره زامبیها بود.اما یکنفر به صورت مخفیانه از بالا به طرف زامبیها شلیک کرد و آنها را کشت و مسیر را برای لیون و هلنا باز کرد،پس از یک نبرد طولانی،آنها بلأخره توانستند وارد محراب کلیسا شوند.بازماندگان که درآنجا جمع شده بود تصور میکردند که آنها تیم نجات هستند.هلنا به لیون کمک کرد تا تمامی قطعات پازل،لازم برای ورود به ساختمان زیرکلیسا رابیابد،اما ناگهان یک Lepotitsa مزاحم آنهاشد.آنها موفق شدند که آنرا بکشند.اما او متأسفانه گروهی از بازمانده ها را ازبین برد...بقیه یا وقتی در معرض مه آبی رنگ بودند از پا درآمدند یا توسط کسانی که در معرض مه آبی قرارگرفته بودند و به زامبی تبدیل شده بودند خورده شدند.پس از گذراندن یک مدت زمان سخت در این ساختمان و کشتن "دبرا هارپر" بلأخره توانستند از آنجا فرارکنند و حقایقی را نیز بفهمند. پایان تال اکس هیچ تلاش رسمی برای نجات بازماندگان شهر از آن بمباران وجود نداشت.هواپیماهای بمب افکن تحت فرمان "درک سی سیمونز"به طرف شهر پرتاپ شدند تا همه ی بقایای ویروس و حتی افراد سالم را نیز ازبین ببرد.همانطور که آنها از دور به شهر نگاه میکنندلیون میگوید: حادثه تال اکس دقیقا تکرار حادثه ی راکونه دراین حمله مدارک مربوط به دخالت مشاور امنیت ملی در مرکز ازبین رفته است. *** پــــایــــان ***
×
×
  • اضافه کردن...