رفتن به مطلب

PRINCE OF PERSIA: THE SANDS OF TIME REMAKE

اطلاعیه
  • ! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید
Lone Survivor

داستان بازی

پست های پیشنهاد شده

RESIDENT EVIL 3 سومین قسمت از سری بازیهای ویدئویی RESIDENT EVIL است، که در ژاپن با نام "Biohazard 3: Last Escape" منتشر شد.

این بازی توسط شرکت CAPCOM و در سبک سورویوال هارور ساخته شده است.

داستان RESIDENT EVIL 3 در تداخل زمانی و مکانی با داستان RESIDENT EVIL 2 قرار دارد و از ۲۸ سپتامبر سال ۱۹۹۸ آغاز و تا ۱ اکتبر همان سال یعنی در مدت سه روز و در شهر راکون به وقوع می*پیوندد.

شخصیت اصلی بازی JILL VALENTINE بوده که در قسمت اول سری بازیهای RE نیز حضور داشته است.

JILL VALENTINE اینک پس از هجوم ZOMBIEها به خانه اش ، باید راهی برای خروج از شهر پیدا کند.

او با رخدادهای پیش بینی نشده ای مواجه میشود.

در جریان بازی JILL با CARLOS OLIVEIRA دیدار میکند. CARLOS یکی از اعضای تیم U.B.C.S است.

UMBRELLA تیم U.B.C.S را برای نجات بازماندگان RACCOON فرستاد که پس از اینکه مستقر شدند بغیر از چندین نفر بقیه تیم کشته شدند.

فرمانده تیم U.B.C.S شخصی به نام NIKOLAI بود.

شرکت UMBRELLA ، اینک برای جلوگیری از افشاسازیهای اعضای گروه استارز ، یک TYRANT به نام NEMESIS را به شهر RACCOON میفرستد ، تا با این کار، اعضای گروه S.T.A.R.S را نابود کند.

NEMESIS در اولین حمله خود به راحتی هر چه تمام BRAD رو کشت.

در طول بازی بارها NEMESIS به JILL حمله میکند و بعد ار هر بار شکست دوباره قدرت خود را بدست آورده و به تعقیب JILL ادامه میدهد.

JILL راه نجات خود را در رفتن به برج ساعت و باخبر کردن هلیکوپتر میبیند.

این کار را هم بعد از تلاش بی وقفه و کلی زحمت انجام میدهد اما NEMESIS با موشک خود هلیکوپتر را نابود میکند و ویروس را به JILL منتقل میکند.

اما CARLOS برای نجات جان JILL به بیمارستان میرود و پادزهر را بدست میاورد.

در ادامه CARLOS با خبر میشود که یک بمب هسته ای برای نابودی شهر RACCOON فرستاده شده و این خبر را به JILL میدهد.

JILL با شنیدن این خبر تلاش خود را برای فرار از شهر بیشتر میکند.

اما مشکل اینجا بود که NEMESIS همچنان در تعقیبش بود.

اما JILL سرانجام توانست با استفاده از اسلحه لیزری NEMESIS را شکست دهد.

در نهایت JILL و CARLOS به همراه BARRY که خلبان بالگرد بود موفق شدند از شهر RACCOON فرار کنند.

و پس از فرار آنها شهر RACCOON توسط بمب هسته ای به طور کلی نابود شد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توضیحات دیگر :

 

در این بازی شخصیت مونثی به نام جیل والنتاین حضور دارد كه برای فرار از منطقه در تلاش است.

 

او كه از اعضای گروه استارز بوده میبیند كه همه همكاران او كشته شده اند و برای نجات خود راهی جز فرار ندارد.جیل ماموریت دارد تا بیمارستان و كارخانه شهر راكون را منهدم كند.

 

ولی حضور غولی كه ساخته شده به دست اعضای خیانتكار شهر راكون است مانع تحقق ماموریت جیل میشود.

 

نیمه ی اول بازی ۲۴ ساعت قبل از رزیدنت اویل 2 و نیمه دوم بازی 48 ساعت بعد از رزیدنت اویل 2 اتفاق می افتد.

 

در اداره استارز پیامی به جیل از طریق بی سیم مخابره میشود كه باید در كنار برج ساعت

 

منتظر هلی كوپتر نجات باشد.ولی نمسیس هلیكوپتر را با سلاح پیشرفته خود منفجر میكند.

 

سپس با جیل درگیر میشود و پس از لحظاتی نمسیس عقب نشینی میكند.

 

اكنون جیل بیهوش میشود اما همكارش كه از گروه امبرلا بوده است او را به كلیسا میبرد و خودش به دنبال دارو برای درمان جیل میرود.

 

پس از بهبودی جیل مشخص میشود كه یكی از اعضای امبرلا خیانتكار بوده است و سعی در كشتن جیل دارد اما ماری او را از بین میبرد.

 

یكی دیگر نیز برای حفظ جان جیل خود را فدا میكند و با نارنجكی خود و نمسیس را منفجر میكند.

 

اما نمسیس سالم میماند.

 

در ادامه نمسیس به وسیله اسید و مبارزات جیل نابود میشود.

 

سپس جیل و كارلوس با هلیكوپتر از منطقه میگریزند.

 

نمسیس هم با اسید و هم با برق فشار قوی از بین رفت.

 


 

داستان شروعی RE این هست.

اعضای زنده مونده ی استارز بنا به دلایلی از شهر خارج میشن ولی Jill برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ویروس و جمع کردن مدرک علیه آمبرلا توی شهر میمونه. بعدش با گروه U.B.C.S آمبرلا آشنا میشه. نیکولای که سرپرست گروهه. میخاییل یه سرباز زخمی هست که گروهش رو از دست داده و خودش رو مقصر میدونه. کارلوس هم که یکی از اعضای گروه هست که سعی داره اعضای باقی مونده رو از شهر خارج کنه.

بعد مدتی کارهای مشکوکی از نیکولای سر میزنه و بالاخره معلوم میشه نیکولای از وابستگان آمبرلا بوده. دستور اولیه به U.B.C.S این بود که مردم رو نجات بدن ولی به سوپروایزر های تیم دستور داده شده بود که هیچ مدرکی بر علیع آمبرلا بر جای نمونه. واسه همین هم نیکولای یکی یکی داشت اعضای باقی مانده ی گروهش رو میکشت.

 

از یه طرف دیگه بخش فرانسوی آمبرلا یکی از تایرنت های جدید خودش رو با کد نمسیس برای انتقام گرفتن از اعضای باقی مانده استارز به RaccoonCity میفرسته. تو این بین براد ویکرز توسط نمسیس کشته میشه. جیل سعی میکنه از دست نمسیس فرار کنه و از شهر خارج بشه. واسه همین با نیکولای و همراهانش هم پیمان میشه و سعی میکنه با فعال کرده قطار از شهر خارج بشه که با دخالت نمسیس این اتفاق نمیوفته. اونجا میخاییل که خودش رو مقصر از بین رفتن گروهش میدونسته واسه ایکه از این فشار درونی خلاص بشه جون خودش رو فدا میکنه تا نمسیس رو از قطار دور کنه. نمسیس ول کن اعضای استارز نیست. بالاخره موفق میشه جیل رو گیر بندازه و اون رو مسموم کنه. ولی با آماده کردن پادزهر کارلوس این بار جون جیل رو نجات میده.

 

بعد از مدتی نیکولای طی ملاقاتی که با جیل داره به اهداف اصلیش اعتراف میکنه. جیل دوباره با نمسیس رو در رو میشه و اونو میکشه. کارلوس خبر میاره که هلیکوپتر آماده هست . جیل سریع میخواد خودش رو به کارلوس برسونه اما یه بخش از بدن نمسیس به جیل حمله میکنه. جیل بالاخره از شر نمسیس خلاص میشه و از شهر خارج میشه.

 

دوستان توجه کنند که کلا 1 نمسیس تو بازی بود. بعضی ها فکر میکنن که RE3 چند تا نمسیس داره.

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...