رفتن به مطلب
اطلاعیه
! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید

PRINCE OF PERSIA: THE SANDS OF TIME REMAKE

پست های پیشنهاد شده

خب در این تاپیک قصد داریم که یه مختصر بیوگرافی از شخصیت های بازی شاهزادهی ایرانی: شن های زمان براتون بزاریم.

به علت نزدیک شدن به امتحانات نتونستم بقیه ی شخصیت ها رو براتون بنویسم ولی به مرور زمان تاپیک رو تکمیل میکنم:

 

Prince

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

"Most people think time is like a river, that flows swift and sure in one direction. But I have seen the face of time, and I can tell you, they are wrong. Time is an ocean in a storm. You may wonder who I am and why I say this. Sit down, and I will tell you a tale like none that you have ever heard..."

"اکثر مردم فکر می کنند زمان مانند یک رودخانه، با جریان سریع و مطمئن در یک جهت دارد. اما من بر صورت زمان را دیده ام، و من می توانم به شما بگویم، آنها در اشتباه هستند. زمان یک اقیانوس در طوفان است. ممکن است تعجب کنی که من و چرا این را می گویم. بنشین، و من برایت یک داستان مثل هیچ کدامی که تا کنون شنیده ای میگویم ... "

 

شخصیت اصلی در کل این سری که در این نسخه ظهور کرد. اسم شاهزاده در هیچ یک از نسخه های بازی گفته نشد و خود شاهزاده همیشه خودشو به اسم Prince of Persia (شاهزاده ی پارس) معرفی میکنه!

اون توانایی بالایی در راه رفتن از روی دیوار و شمشیر زنی داره و شخصیت آرومی در کل سری داره!

شاهزاده پسر شارامن شاه ایران و مهری ملکه ایران است! مهری در کودکی شاهزاده مرد و این لطمه بزرگی به شاهزاده زد!

همچنین اون یه برادر بزرگتر به اسم ملک داشت که در نسخه ی آخر این بازی یعنی شن های فراموش شده او رو ملاقات میکنیم و در همون نسخه هم میمیره!

صدا گذار شاهزاده را در کل سری بازی به جز نسخه ی (Warrior Within) را آقای Yuri Lowenthal انجام داده است!

 

 

Farah

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

شاهزاده هند دختر ماهاراجا و خواهر کلیم است.

در پی حمله ارتش ایران به هند برای گرفتن لیوان ماهاراجا فرح دستیگر میشود و به آزاد برده میشود. بعد از باز شدن لیوان ماهاراجا فرح که نگهبان لیوان بوده حالا میخواهد شن های زمان را به لیوان برگرداند و در این راه به شاهزاده کمک میکند. در طول بازی شاهزاده و فرح به یکدیگر علاقه پیدا میکنند و همین باعث میشود که فرح خنجر زمان را از شاهزاده دزدیده و تکی به سمت وزیر برود که در این راه کشته میشود!

فرح یک کلمه عربی به معنای شادی و نشاط است!

میوه ی مورد علاقه ی فرح انار بوده و او به شاهزاده لقب Kakolookiyam به معنای کلاغ ها و جغد ها(نام داستانی در کلیه و دمنه) را میدهد!

 

صحنه ی مرگ فرح:

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

صداگذار فرح در این نسخه خانم Joanna Wasick کرده است!

همچنین شاهزاده در آخر بازی با برگرداندن زمان فرح را زنده کرده و خنجر زمان را به او میدهد و به کشورش بازی میگردد!

 

برگرداندن خنجر زمان به فرح توسط شاهزاده:

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

کپی فقط با ذکر منبع

نویسنده:M.A.S

ویرایش شده توسط M.A.S
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 1 month later...
  • 2 weeks later...
عالی بود بقیش رو نمیذارین؟

منظورم بقیه ی نسخه های این بازیه مخصوصا چهارش.:afro:

 

چرا ایشالا ب زودی بیوگرافی تمام کرکترا رو میزاریم.

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

King Sharaman

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

"I want no animals or maidens harmed until I have chosen! Let it be known King Sharaman is merciful in victory"

"من نمی خواهم حیوانات یا خدمتگزاران تا زمانی که من را انتخاب کرده باشند آسیب برسانم! بگذارید شاه شناخته شود، پادشاه شارامن در پیروزی مهربان است!"

 

 

شارامن یک شخصیت جزئی است. شوهر ملکه مری و پدر شاهزاده و ملک . شارمان یک عضو محترم ارتش ایران و پادشاه بابل بود. در حوادث شنهای زمان، او حمله به هند را رهبری کرد و قربانی شنهای زمان و نقشه ی وزیر شد، زمانی که ناخواسته پسرش شن ها را آزاد کرد.هنگامیکه که در آزاد، شارامن Hourglass و بقیه غنیمت های های خود را به سلطان ارائه داد و شاهزاده هم شن های زمان را آزاد کرد، شارامن هم به یکی از هیولا ها و سربازان وزیر تبدیل شد که در ادامه بازی شاهزاده مجبور به کشتن او میشود اما با برگرداندن زمان به قبل از حمله به هند، شارامن نیز مانند بقیه به حالت اولیه خود بر میگردد! هنگامی که خط زمانی توسط شاهزاده بازسازی شد، ارتباط او با شاهزاده، کمی تیره شد او را کنار زد و از محاصره هند دست برداشت .

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

مدتی بعد از محاصره ی هند، شاه شارامن شاهزاده را به قلمرو سابق سلیمان یعنی همان شهر آزاد فرستاد تا برادر بزرگش مالک که حالا حاکم آنجا بود به شاهزاده کمک کند تا او تبدیل به یک رهبر بهتر برای مردم بابل و ایران شود. خانواده شارامن، متحدان سلیمان، مسئول حفاظت از مهر بودند که مانع از خروج"ارتش سلیمان" از گودال شد. پس از وقایعی که منجر به آزادی Ratash ارتش شن و ماسه او شد، شاهزاده به بابل بازگشت و خبر مرگ ملک را به شارامن و مری داد.

صدا گذار شارامن را آقای Warren Burton بر عهده داشت.

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

بعد ها شارامن در نسخه ی دو سلطنت در محاصره اسکیتی در بابل کشته شد.(به اونجاه هم میرسیم!!!)

 

 

کپی فقط با ذکر منبع

نویسنده:M.A.S

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 2 months later...

Vizier

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

Trust not a man who has betrayed his master, nor take him into your own service, lest he betray you too

به کسی که به اربابش خیانت کرده اعتماد نکن، و او را به در خدمت خود نگیر تا او به تو هم خیانت کند!

 

وزیر یک خائن در خدمت مهاراجا بود. ویزر، پرنس را ترغیب می کند تا ساعت شنی ممنوعه را باز کند و از شنهای زمان به جهان بی پایان برسد.

ویزر برای رسیدن به جاودانگی و فرار از مریضی که منجر به مرگ او میشد با استفاده از شنهای زمان به اربابش ماهاراجا خیانت کرد و زمانی که ارتش ایران پشت دروازه های هند گیر افتاده بود دروازه را برای ایرانیان باز میکند. او در تلاش هایش ناموفق بود و پس از اصلاح جدول زمانی توسط شاهزاده فوت کرد.

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

پس از ورود ایرانیان وزیر که حالا مورد اعتماد شارامن شده بود انتظار داشت که با پیدا شدن خنجر زمان شارامن به عنوان هدیه به او خنجر را بدهد اما شاهزاده به وزیر خنجر را نداد و آن را پیش خود نگه داشت.زمانی که وی در حال گذراندن وقت خود بود، منتظر ماند تا ایرانیان پیروز به آزاد برسند. او با اعتراف به جهل سلطان، "عجیب" ادعا کرد. با قهرمان نشان دادن پرنس و شاه شارامن، وی را متقاعد کرد که از خنجر برای باز کردن ساعت شنی استفاده کند و سد زمان را رها کنند تا ایرانیان و ارتش ایران به قدرت جاودناگی برسند.با باز شن سد زمان و ریختن شن های زمان و همه به جز وزیر، شاهزاده و فرح آلوده به طلسم شدند.

شاهزاده در صدد درست کردن اشتباه خود بر می آید اما بار اول به علت عدم اعتماد او به فرح وزیر با درست کردن طوفان شن آن دو را از ساعت شنی دور میکند.

بار دوم که حالا فرح مرده بود وزیر به شاهزاده پیشنهاد جاودانگی میدهد تا او را به سمت خود بکشد اما شاهزاده که از مرگ فرح بسیار نارحت بود به او اعتنایی نمیکند و زمان را به وسیله ساعت شنی به عقب بر میگرداند.

زمان به قبل از حمله ی ایران به هند بر میگردد و شاهزاده که حالا تنها فرد آگاه از آینده است سریع خود را به خوابگاه فرح رسانده و تمام ماجرا را به او میگوید(بازی از گفتن ماجراها به فرح توسط شاهزاده شروع میشود)

در همین حین فرح که به کلی گیج شده بود ابتدا دچار تردید میشود اما با رسیدن وزیر بین ویزر و شاهزاده جنگی رخ میدهد که در آخر منجر به کشته شدن وزیر میشود.

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

 

هفت سال پس از وقایع Sands of Time ، مرگ وزیر با تغییر دیگری از جدول زمانی، از بین می رود و او یک بار دیگر از Kagger of Time می خواهد. با در نظر گرفتن بابل، و با استفاده از خنجر زمان برای تبدیل و تغییر نام خود به Zurvan و جاودانه شدن، به او کمک کند. او در این مورد موفق میشود و به وسیله ارتشKagger of Time و خنجر زمان بابل را تسخیر میکند. (نسخه ی سوم بازی)

 

صداگذار ویزر در نسخه ی Sands of Time را آقای Barry Dennen انجام داده است.

 

کپی فقط با ذکر منبع

نویسنده:M.A.S

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ممنون جناب M.A.S

 

منتظر معرفی شخصیتای نسخه های دیگه این بازی مخصوصا نسخه ی محبوبم ینی4 هستم:joon2:

 

آسیاب ب نوبت:دی

 

ایشالا بعد از دوسریر و جنگجوی درون:afro:

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...