رفتن به مطلب

RESIDENT EVIL 8

اطلاعیه
  • ! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید

پست های پیشنهاد شده

Resident Evil 3: Nemesis - Epilogues

 

Jill Valentine

1558179572985017_epiloguejill_lg.jpg

 

بعد از فرار از شهر ،Jill رفت كه بهChris Redfield ملحق بشه. تمام چيزي كه او پيدا كرد پنهانگاهChris بود .

روي زمين چاقويChris بود. Jill بي درنگ اونجا رو ترك كرد چون او بطور يقين باور داشت كهChris هنوز زنده است. او تصميم گرفت اون رو پيدا كنه تا اينكه پيداش كرد. سپس اونها ميتونن برن و به كارUmbrella خاتمه بدن...

 

Chris Redfield

1558179572789967_resident_evil_3_epilogue_2_chris_redfield.jpg

 

لطفا منو ببخشClaire. " كريس ردفيلد نامه رو با امضا و اين عبارت به پايان رسوند. از زمانيكه عينك آفتابي ش رو برداشت، زني با او همراه شد."او همسن و سالClaire بود." بعد از مدت کوتاهی کریس فهميد که خواهرش دنبالشه، اما او گير افتاده بود...

 

 

Barry Burton

1558179573295831_resident_evil_3_epilogue_3_barry_burton.jpg

 

بري بورتون به دختران نوجوانش نگاه كرد و گفت "من متاسفم اما دوستان منتظر من هستن." اون ميدونست كه بابت افشاي خيانت بايد تقاص پس بده، و او نچار به ترك خانواده ش بود، همسرش سعي ميكرد تا اونو آروم كنه، و لبخند ميزد و ميگفت: نگران نباش، همه چي درست ميشه"...

 

Leon Kennedy

1558179573201454_leonepilogue.gif

 

ليان اسكات كندي با مامور مخصوص ويژه آمريكا روبرو شد. ليان گفت: شري رو تنها بزارين، اون بي گناهه" مرد گفت: اون خيلي ميدونه". او به ليان نگاه كرد و گفت: اما جونت واست ارزش داره، اين معامله خوبيه، خودت انتخاب كن. "بدون پشيموني و درنگ" ليون چشم هاش رو بست و با صراحت جواب داد.

 

Claire Redfield

1558179574452546_resident_evil_3_epilogue_5_claire_redfield.jpg

 

مارو تنها بزار. كلير اين حرف ليان رو باور نمي كرد. ليان ادامه داد: تو دنبال برادرت ميگردي، درسته؟ برو. Claire ميدونست كهLeon وSherry به مراقبت پزشكي نياز دارن، اما او نميتونست وقت رو بيش از اين تلف كنه " .

من... من برميگردم. قول ميدم! او گفت و در بيابان تك و تنها محو شد.

 

 

Sherry Birkin

155817957411942_resident_evil_3_epilogue_6_sherry_birkin.jpg

 

آيا خواهر برادري داري؟ "وقتي افسر نظامي از او سوال كرد، شري هيچ عكس العملي نداد، مادر و پدر او بخاطر ويروس جي كشته شده بودن. اين دختر كوچك، دستهاشو به دور زانوش گرفت و ساكت موند. "من مطمئنم كه او برميگرده، اون منو فراموش نكرده...

 

Ada Wong

1558179575165480_resident_evil_3_epilogue_7_ada_wong.jpg

 

زني خودش رو در آينه نگاه كرد. او روAda Wong صدا ميزدن، اما اون امروز صبح از اسمش خداحافظي كرد، "من ديگهAda Wong نيستم..." اين زخمAda ست نه ماله من، و او باAda Wong خداحافظي كرد، او نميتونست جلوي اشك هاش رو بگيره، هرچند وقتي ديگه تا ماموريت بعديش نمونده...

 

Hunk

15581795751448_resident_evil_3_epilogue_8_hunk.jpg

 

"يكبار ديگه، فقط تو نجات پيدا كردي، آقاي مرگ" خلبان هلكوپتر با تندي حرف ميزد. هميشه، فقط تو، جون سالم به در ميبري، آقاي مرگ، خلبان ادامه ميداد. اما هانك هيچ عكس العمل و جوابي نميداد، او هيچكسي رو نداشت. "یک مرگ آفرین نميتونه بميره... بازمانده به خودشون فكر ميكنه، با يه لبخند گرم...

 

منبع : سایت خانه بازی ها © gameshouse.ir

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...