رفتن به مطلب
اطلاعیه
! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید

PRINCE OF PERSIA: THE SANDS OF TIME REMAKE

شخصیت های بازی silent hill 2


پست های پیشنهاد شده

  • موسس سایت

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

James Sunderland

او به عنوان دفتردار در یکی از کمپانی ها فعالیت داشته. 3 سال پیش همسرش را در اثر بیماری از دست داده است. نمی داند چرا و به چه علت ولی احساس گناه می کند. بعد از دریافت نامه ای مرموز از طرف پرستار بیمارستانی راهی شهر Silent Hill می شود تا همسرش را پیدا کند. گویا همسرش Mary در نامه از او خواسته است تا به شهر بیاید. James عقلش را از دست داده! او با علم بر اینکه می داند همسرش مرده ولی باز هم وارد شهر می شود. James پیش از اینکه Mary دچار بیماری شود علاقه شدیدی به او داشت ولی زمانی که چهره چروکیده و بدن ضعیف او را دید دیگر نمی دانست چطور باید با این موضوع کنار بیاید. او از اینکه هیچ کاری از دستش بر نمی آمد عصبی و عصبی تر میشد. James بیشتر وقت خود را به مطالعه مقالات پزشکی اختصاص می داد تا بلکه راه حلی پیدا کند ولی در نهایت آنچه نصیبش میشد تنها یاس و نامیدی بود. Mary تصمیم می گیرد به مدت یک هفته نزد همسرش باشد. نه به این علت که او بهبود پیدا کرده بود بلکه می داند امکان دارد آخرین شانسش باشد. او مانند شمعی جلوی چشمان James آب می شود. James تصمیم نهایی خود را می گیرد و همسرش را توسط بالشتی خفه می کند. او بر این باور بود که کار درست را انجام داده است. James در طول بازی بارها و بارها با صحنه های عذاب دهنده ای رو به رو می شود. در انتها بازی با توجه به پایان های مختلف، به شکل های گوناگونی بابت گناهی که مرتکب شده مورد قضاوت قرار می گیرد.

 

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

Mary

 

او همسر خوش قلب و مهربان James می باشد. روزی متوجه می شود که به بیماری لاعلاجی دچار شده است؛ قلبش می شکند و با نگاهی مضطرب به آینده می نگرد. دکترها پیشبینی کرده اند که او حداکثر 3 سال دیگر عمر خواهد کرد. به نظر بیماری او غیر قابل درمان می باشد. هنگامی که کم کم صورتش شروع به چروکیده شدن می کند و آن طراوت گذشته اش را از دست می دهد، از خود بی خود می شود. هر باری که James سعی می کند او را خوشحال کند با سرزنش کردن و حرف هایی تند او را از خود می راند. Mary واقعا هدفش این نیست که به James اهانت کند تنها فکر می کند که دیگر لیاقت او را ندارد. او در عین اینکه James را از خود دور می کند بیش از پیش به او احتیاج دارد. در یکی از سکانس ها او را مشاهده می کنیم که بابت رفتار ناشایسته اش از James عذر خواهی می کند و به او التماس می کند تا کنارش بماند.

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

Angela

 

پدرش چندین مرتبه او را مورد ظلم و تعارض قرار داده بود. او حتی همسرش را آزار و اذیت می کرد. Angela در اثر استرس ها و کارهای وحشتناکی که با او شده تا حد جنون پیش رفته است. در طول بازی چندین مرتبه متوجه وجه تاریک و خشن او خواهید شد. گویا او بعد از فارق التحصیلی از خانه فرار کرده ولی پدرش او را بازگردانده. او مانند James به دنبال کسی می گردد. Angela در واقع به دنبال مادرش است و این موضوع را در اولین ملاقاتش با James بیان می کند. به نظر می رسد مادر او هم مرده باشد زیرا اولین جایی که جستجو می کند قبرستان است. او حتی نمی داند که مادرش کجاست زیرا او را در مناطق مختلف شهر ملاقات می کنید. پس تا به اینجا وضعیت او بسیار شبیه به James است. او بعد از اینکه دیگر نمی تواند پدرش را تحمل کند او را با ضربات متعدد چاقو از پای در می آورد. با خواندن قطعه های روزنامه و همچنین استناد به LM متوجه می شویم که فرایند قتل Thomas، پدر Angela، تا حوادث بازی از یک هفته تجاوز نمی کند. او پس از ارتکاب جرم به شهر فراخوانی می شود. حال او می ماند و صورت واقعی گناهانش...

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

Maria

 

او در واقع زاده ذهن James می باشد. البته او شخصیت واقعی ای نیز دارد. هنگامی که James به Heaven's Night میرفته در یکی از پوسترهای Club عکس رقاصه ای به نام Maria را می بیند. او موهای بلند سیاهی دارد. James صورت او را به یاد نمی آورد تنها اسمش را به خاطر می سپارد. شاید شباهت اسم او با Mary علت آن می باشد. در واقع این موضوع مشخص می کند Maria حقیقی تفاوت بسیاری با آنچکه ما می بینیم دارد. James از اینکه دیگر تکیه گاهی ندارد، خسته و افسرده شده است. او نیاز دارد کسی به او توجه و او را شاد کند. در ضمیر نا خودآگاه او زن سالم و زیبایی جایگزین Mary می شود. در واقع Maria ایده آل ذهنی James می باشد. او پیش تر چهره رقاصه ای زیبا را دیده و از طرفی هنوز به چهره زیبای Mary علاقه دارد. ایده آل او ترکیبی از آنها می باشد. او در طی سه سالی که زنش با مرگ دست و پنجه نرم می کرد به فکر فرد کامل و ایده آل خود بود. James تقریبا در طی این سه سال Mary را فراموش می کند.

 

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

Eddie Dombrowski

 

او در پمپ بنزینی مشغول به کار بوده است. او در تمام طول عمرش مورد تمسخر قرار گرفته شده است. بیشتر این تمسخرها به خاطر چاقی Eddie بوده است. Eddie هیچگاه نتوانسته خود را با اجتماع وقف دهد و همیشه تک و تنها بوده است. از طرفی او توانایی اثبات شایستگی هایش را نداشته و به سادگی در برابر مردم کوتاه می آمده. Eddie با وجود اینکه می دانسته مستحق این همه ظلم نبوده ولی آنها را تحمل می کرده و به زندگیش ادامه می داده است. او به راگبی علاقه وافری داشته ولی از نظر بدنی برای این کار مناسب نبوده و مورد تمسخر قرار می گرفته. سرانجام در درون او غوغایی برپا می شود. کنترلش را از دست می دهد و تصمیم می گیرد صداهایی که او را مسخره می کنند در نطفه خفه کند. او دیگر جامعه ستیز شده است. Eddie ابتدا سگی را میکشد سپس فکر می کند می تواند همین کار را با انسان ها هم انجام دهد. او آنقدر تاریک و خبیث می شود که در طول بازی در جایی به James میگوید که کشتن یک انسان هیچ کار سختی نیست. تنها کافیست لوله تفنگ را روی شقیقه بگذاری و سپس بنگ! این نشان میدهد که وجه انسانی و وجدان Eddie خیلی تضعیف شده بود و به همین خاطر هم توسط شهر فراخوانی می شود. این طرز تفکر که "بی مصرف است" دیگر ملکه ذهنش شده و به نوعی تبدیل به بخش جدایی ناپذیر از وجودش می شود. او در Silent Hill مدام افرادی را خلق می کند و سپس آنها را می کشد. اینکار آنقدر ادامه پیدا می کند که در نهایت باعث می شود برای کشتن James اقدام کند. James هم به ناچار در یک درگیری ناخواسته او را از بین می برد.

 

 

جهت دیدن لینک ها وارد شوید یا ثبت نام کنید.

Laura

 

او دختری پاک و معصوم است. هیچ کدام از تهدیدهای شهر متوجه حال او نمی شود. James در قسمتی از بازی به او می گوید "غیر قابل باور است که تا الان حتی کوچکترین آسیبی ندیده ای!" Laura سپس به او می گوید "چرا باید اینطور باشد؟!" این بدین معناست که Laura هیچ یک از حوادث وحشتناک شهر را نمی بیند. او به واسطه آشنایی با Mary به شهر آمده است. Samael توانایی آسیب رساندن به او را ندارد زیرا Metatron او را تحت حفاظت کامل قرار داده. او به مدت یکسال در بیمارستان بستری بوده و دوران نقاهت را در کنار Mary سپری کرده است. با توجه به LM متوجه می شویم که Laura مادری ندارد و به همین علت احساس وابستگی زیادی به Mary می کرده. Mary تصمیم می گیرد هفته آخر عمرش را در کنار همسرش سپری کند. او نامه ای به پرستارش می دهد تا بعد از مرگش آن را به Laura دهد. Laura خود دست به کار می شود و از صندوق پرستار مذکور نامه را برمی دارد و سپس ماجراجوییش را آغاز می کند...

 

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...