رفتن به مطلب

PRINCE OF PERSIA: THE SANDS OF TIME REMAKE

اطلاعیه
  • ! به انجمن خانه بازی ها خوش آمدید
کاپتان پرایس 1378

سیر تا پیاز فرانچیز Metro

پست های پیشنهاد شده

سلام خدمت همگی تیم تحریریه با یه غیبت طولانی برگشت و امروز میخوام به نقد یک فراچیز محبوب بپردازم. سری بازی های مترو.

 

1601968387_unnamed.jpg

 

 

اولین نسخه ی سری بازی مترو سال 2010 منتشر شد که تونست متای نه چندان جالب 77 رو از آن خودش کنه ولی چون سبک و داستان بازی بسیار گیرا و دارک بود سازنده اون یعنی کمپانی 4 ای گیمز تصمیم به ادامه ی ساخت این بازی گرفت.این فرانچیز همچون لست آف آس سبک سوروایور اکشن رو داره و داستان ای فرانچیز توی کشور روسیه اتفاق میوفته و اکثر شخصیت های این فرانچیز انگلیسی با لهجه روسیه ای صحبت میکنن. پس اگر مثل من کسایی  هستید که توی بازی های آنلاین تن گیمر های روسیه ای به تنتون خورده و میدونید چه بی مغزهایی هستن، باید بگم که نگران نباشید! سری مترو قطعا نظر شما رو عوض میکنه. البته کمپانی 4 ای گیمز ، یه کمپانی اوکراینی هست ولی این فرانچیز از روی رمان مترو نوشته نویسنده روسیه ای به نام فقط اعضا می توانند link ها را ببینند برای مشاهده ثبت نام کنید ساخته شده.

 

سبک:

همونطور که گفتم سری مترو در سبک آخرالزمانی _ بقا اکشن هست و بازی برای چندین سال بعد از یک جنگ اتمی میباشد و بیشتر زمان بازی در محیط ترسناک و زیر زمین‌های مترو شهری اتفاق می‌افتد البته به جز نسخه آخر؛ در تمام نسخه های این بازی شما هم با هیولا ها و هم با انسان ها مبارزه میکنید و نمای بازی در تمام نسخه ها اول شخص بوده و در تمام نسخه ها سلاح‌های متنوعی در دسترس می‌باشد .

 

شخصیت ها و گروه ها:

آرتیوم: شخصیت اصلی این فرانچیز سربازی ماهر به اسم آریتوم ـه که به شدت ب دوستان و همسرش اهمیت میده. اسم کاملش ، آرتیوم الکسی‌یویچ چیورنیش هست. آرتیوم مدت کوتاهی پیش از بمباران هسته‌ای به دنیا آمد. او در زیر سطح زمین و در ایستگاه تیمیرزوسکایا (Timiryazevskaya) بزرگ شد تا این که این مکان با هجوم دسته‌ی عظیمی از موش‌ها روبرو شد. از آن پس او با پدرخوانده‌ی خود یعنی سوخوی در ایستگاه فقط اعضا می توانند link ها را ببینند برای مشاهده ثبت نام کنید  زندگی کرد.نکته ی جالب در مورد این شخصیت اینه که صورتش به طور کامل در هیچ نسخه ای به نمایش در نیومده و فقط چشم ها و پشت سر او به طور کامل(در پایان نسخه آخر) به نمایش در آمده. درست مثل شخصت معروف ، مستر چیف. درسته که بکار بردن کلمات رکیک در سری مترو مثل بقیه بازی ها رایجه ولی آرتیوم تنها شخصیتی که در کل این سری تا حالا حتی یکبار هم از کلمه اف استفاده نکرده!

1601968085_662b71003f28972fcde58d2bd9912

 

آنا میلر: آنا میلر همسر زیبا و همرزم آرتیوم هست که به شدت به آرتیوم علاقه منده . آنا همچنین تک تیرانداز فوق العاده ای هست. آنا تنها فرزند ژنرال فقط اعضا می توانند link ها را ببینند برای مشاهده ثبت نام کنید هست. ( بد دهن قابلی هم هست ایشون! برعکس شوهرش)

1601968112_86dba02ce8690ea589d1e624abb3a

 

فقط اعضا می توانند link ها را ببینند برای مشاهده ثبت نام کنید : فرمانده و پدرزن آرتیوم. رهبر رنجرهای اسپارتان. نکته ی جالب در مورد این شخصیت اینکه این شخصیت در نسخه دوم جفت پاهاش رو از زانو به پایین از دست میده و در نسخه ی اکسوداس ، جفت پاهاش، آهنیه!

1601968149_maryna-chemerys-miller-hex-lp

 

دارک وان ها: در واقع دارک وان یک شخصیت نیست بلکه یک نژاد است!هیچ کس به درستی نمیدونه که دارک وان ها چی هستند. عده ای در مترو اونا رو همون انسان های جهش یافته بعد از جنگ اتمی میدونن و عده ای اونا رو یک نژاد جدا و خطرناک (مثل خود گروه میلر) میدونن. حتی بعضی از اهالی مترو به اونا میگن اجنه! دارک وان ها خشم رو ندارن !!! در واقع غریزه ای به اسم عصبانیت رو ندارن پس نمیدونن که عصبانیت چیه ولی با این حال به شدت قوی و دارای قدرت های ماوراطبیعی هستند. به هر حال آرتیوم در نسخه اول با شلیک سه بمب اتمی در محل زندگی اونا به نسل اونا خاتمه میده.(البته اینطور پیش نمیره) آرتیوم زمانی که جوان‌تر بود همراه با دوستان خود یعنی یوجین و ویتالی اقدام به باز کردن یک در سحرآمیز در شمال VDNKh کرد. این دوازه‌ی باز شده، چند سال بعد به دارک وان‌ها اجازه داد تا ورود پیدا کنند، و به خاطر رویدادهایی که در این برهه رخ داد، آرتیوم به «فرد برگزیده‌ی» آن‌ها تبدیل شد تا دو نژاد را با هم متحد کند.

سال‌ها بعد زمانی که هانتر در مورد دارک وان‌ها و میزان تهدید آن‌ها برای ایستگاه VDNKh و سایر فقط اعضا می توانند link ها را ببینند برای مشاهده ثبت نام کنید  تحقیق می‌کرد، او آرتیوم را مسئول سفر به مرکز مترو کرد تا سایر افراد مترو را از این خطر آگاه کند.

1601968281_d40e361dbb622007f6898faef7ae2

 

 

اهالی مترو: بعد از شروع شدن جنگ اتمی در روسیه مردم برای در امام موندن از جنگ به مترو پناه بردن و بعد از سالها به گفته خود آرتیوم یاد گرفتن که در زیر زمین و مترو با هم زندگی کنن. اهالی مترو به چند دسته تقسیم میشن و با هم برای منابع و غذا و آب میجنگن .

هیولا ها: یکی از رکن های اصلی بازی هیولاهایی هستن که بعد از انفجار اتمی بوجود اومدن. اونا هیچی نمیفهمن و فقط میخوان که انسان ها یا حتی هم نوعان خودشون رو بخورن. هیولاها به شدت از دارک وان ها میترسن !

دولت: بعد از انفجار اتمی، هیچ خبری از دولت و یا مقام های دولتی نمیشه و فقط ارتشی هایی که وظیفه حفاظت از مردم رو در مترو داشتن باقی میمونن. میلر به شدت دنبال دولته که حتی در آخر اطلاعاتی از اونا هم بدست میاره ولی وقتی با آنا و آرتیوم به اونجا میره گیر آدم خوار ها میوفته.

 

 

داستان:

خب میرسیم به قسمت مورد علاقه ی خودم که خودم بیشتر از همه به این قسمت از این فرانچیز جذب شدم. همونطور که گفتم داستان بازی برداشتی از رمانی به همین اسمه. مترو در واقع اشاره ای به محل زندگی انسان ها بعد از جنگ اتمی داره. در سال 2013 جنگ جهانی سوم رخ میده و در طی این اتفاق دنیا نابود میشه و دیگه چیزی جز خرابه ها با گاز سمی در روی زمین کشور روسیه باقی نمیمونه. در این دنیای نابود شده حالا مردم دیگه اخلاقات رو از دست دادن و خشونت به اوج رسیده و گروه ها برای بقا با هم میجنگند. در مترو داستان بازی را خود آرتیوم روایت میکند. داستان نسخه اول از جایی روایت میشود که اهالی مترو میخواهند یکبار برای همیشه دارک وان ها را نابود نن. آرتیوم و میلر از مترو برای اولین بار راهی سطح زمین میشوند تا دارک وان ها را شناسایی و نابود کنند. در ادامه ی بازی میلر از یک نیروگاه پرتابی دست نخورده با اسم رمز دی سیکس صحبت به میان می اورد که میتوان از ان برای نابودی نیروهای تاریکی(همون دارک وان ها) استفاده کرد . اما مشکلی که هست این است که محل این نیروگاه بعد از جنگ هسته ای اتفاق افتاده گم شده است و ارتیوم مجبور است برای پیدا کردن محل ان به کتابخانه خاصی برود که اسناد مربوط به این نیروگاه در آن ارشیو شده است. در راه یافتن دی سیکس ارتیوم رویایی در سر میبیند؛ رویایی که در آن یک رنجر و سپس یکی از نیروهای تاریکی در راهرویی دیده میشود که عقب عقب راه میرود و به نظر میرسد مقصدش خورشید است و قصد دارد پیام صلح خود را به انسان ها برساند. در واقع دارک وان ها متوجه انسان ها شده بودند ولی چون آنها چیزی به اسم خشم ندارند پس همیشه دنبال صلح و آرامش هستند. اخرین مرحله بازی در محیطی عجیب و اعماق ضمیر ناخوداگاه ارتیوم روی میدهد. در رویای ارتیوم او باید مسیر درست را از هزارتو پیدا کند و در عین حال از تصویر نیروهای تاریکی دوری کند. در پایان هزارتو او تصویری از هانتر را میبیند که یک کلت به سمت او پرتاب میکند و به او میگوید: «اگه دشمنه بهش شلیک کن». ارتیوم ماشه را میکشد و نیروی تاریکی که به سمت ارتیوم می آمد روی زمین می افتد و ارتیوم از خواب بیدار میشود.

بعد از این صحنه، یکی از دو پایان بازی ممکن است اتفاق بیوفتد که بستگی به انتخاب های بازیکن در طول بازی دارد. پایان اصلی بازی این است که ارتیوم اجازه میدهد نیروهای تاریکی با موشک نابود شوند که داستان نسخه دوم هم ادامه ی همین پایان هست. اما اگر بازیکن در طول بازی به اندازه کافی کارهای خوب انجام داده باشد انتخاب برعهده او قرار داده میشود: که موشک را پرتاب کند یا آن را نابود کند.

اگر او موشک را نابود کند، دارک وانی که توسط شلیک ارتیوم روی زمین افتاده بود، بلند میشود و میگوید: «ما دنبال صلحیم» و میان پرده پایانی پخش میشود. در این پایان سیستم راهنمای موشک از بالای برج پایین انداخته میشود و ارتیوم میفهمد که نیروهای تاریکی برای این به سطح زمین آمده اند که با انسان ها ارتباط برقرار کرده و رابطه دوستانه با آنها داشته باشند.

در حقیقت دارک وان ها با موجودات جهش یافته که بر اثر سلاح های هسته و رادیواکتیویه به وجود آمده اند فرق داشته اند اما اهالی مترو از این موضوع بی خبر بوده و فکر میکرده اند نیروهای تاریکی هم همانند دیگر موجودات جهش یافته نظیر نوسالیس ها و نگهبانان، موجوداتی وحشی و حیوانی هستند. به زودی داستان مترو: لست لایت را که ادامه پایان اول بازی (شلیک موشک ها توسط ارتیوم و کشته شدن نیروهای تاریکی) است در همین تاپیک منتشر میشه.

1602397577_csci_18d9e9e155f99309156897319ba9abfc.jp

 

 

پایان مترو 2033

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

شروع آخرین امید

 

1602398140_hsx1_146f330d6c4174d1a259c04536394ac2.jp

قسمت دوم سری مترو با نام لست لایت یا آخرین نور در سال 2013 منتشر شد و توانست نمرات و فروش قابل توجهی رو کسب کنه. قرار بود این بازی در اواسط سال ۲۰۱۲ میلادی توسط شرکت تی‌اچ‌کیو عرضه شود، اما این شرکت اعلام کرد که برنامه تا سه‌ماهه اول سال ۲۰۱۳ میلادی به تعویق افتاده است. در نهایت با ورشکستگی و بسته شدن تی‌اچ‌کیو، کخ میدیا فرصت را غنیمت شمرد و حق انتشار و مالکیت فکری این اثر به دیپ سیلور رسید.

 

نقد کلی:

صداقانه میگویم، اگر دوست دار بازی های اکشن بقا (اول شخص) هستید، به هیچ وجه لست لایت رو از دست ندید! چرا؟ با ما همراه باشید:

نسخه لست لایت یک سال بعد از اتفاقات نسخه اول اتفاق می افتد به همین خاطر بهش مترو 2034 هم میگویند. همانند نسخه قبلی شما آرتیوم هستید و باید هرج و مرج را در تاریکی تجربه کنید. واین بازی اول شخص، تجربه‌ای مهیج از جنگی است که با سلاح‌های عجیب دست ساز پیش می‌رود. در این نسخه به نسبت نسخه قبلی، جنگ بین انسان و موجودات جهش یافته شدت گرفته و استفاده آن‌ها از ترفند مخفی کاری در سایه‌ها و وجود اهداف نا مشخص از خصوصیات دیگر این بازی منحصربه‌ فرد است.

لست لایت از هر نظر یک سر و گردن از نسخه اول مترو وحتی شوتر های اول شخص زمان خودش جلوتر است! اگر سازندگان در ساخت این بازی کمی بیشتر تمرکز میکردند و برخی از مشکلات فاحش آن را حل میکردند ، از این بازی به عنوان یک شاهکار یاد میشد. مشکلاتی که هیچ گاه در سری مترو به آنها توجهی نشد.

 مترو لست لایت تقابل بخشش و انتقام است. اینکه انسان تا حد میتواند بخشنده باشد و برعکس، تا چه حد میتواند بی رحم باشد واین انتخاب، برعهده ی شماست! در این نسخه آرتیوم حالا یک رنجر کامل شده و زیر نظر میلر به مترو و مردم کمک میکند. بر خلاف نسخه اول در این بازی سعی شد به جز آرتیوم بر روی شخصیت های دیگری هم کار شود که این یک نکته ی مثبت بود اصلا شاید اینکه گفتم لست لایت از نسخه اول یک سر و گردن بالاتر است همین موضوع باشد. اینکه سازندگان تصمیم گرفتند حتی روی شخصیت آرتیوم هم بیشتر کار کنند.

 

بررسی و معرفی شخصیت ها:

آرتیوم: مثل نسخه  اول آرتیوم شخصیت اصلی و قابل بازی در این نسخه است که حالا به یک رنجر ماهر تبدیل شده و ماموریت میگیرد تا دوباره به موضوع دارک وان ها رسیدگی کند. آرتیوم همچنان راوی داستان است و اینبار رویاهای بیشتری نسبت به نسخه اول میبند.

1602397734_afy_untitled.png

 

آنا: لست لایت اولین حضور آنا میلر در سری مترو است. آرتیوم در همان مرحله اول با آنا همراه میشود تا بروی زمین برود و دنبال دارک وان ها بگردد. آنا در ابتدا با آرتیوم بسیار سرد رفتار میکند حتی اسم او را هم به زبان نمی آورد و به مسخره آرتیوم را خرگوش صدا میکند! با پیشبرد داستان، آرتیوم احساساتی نسبت به آنا پیدا میکند تا جایی که حتی برای نجات جان آنا حاضر میشود گاز سمی را تنفس کند( در ادامه توضیح میدم) خود آرتیوم علت بوجو اومدن این احساس رو نمیدونه و میگه: "نمیدونم این چه حسیه. ولی واقعا وقتی کنار آنا هستم احساس آرامش میکنم. حتی در میدان جنگ"  حضور آنا در این نسخه نکته مثبتی بود ولی شخصیت پردازی آن را میتوان افتضاح نام برد!! او کاملا سعی میکند مانند مردها رفتار کند و خیلی دیالوگ های نچسبی دارد!

1602397733_9uvs_untitled_2.png

 

دارک وان کوچک: آخرین بازمانده دارک وان ها، بعد از بلایی که آرتیوم به سر دارک وان ها آورد ، دارک وان کوچک است. او یک بچه است و فقط سعی میکند تا زنده بماند با این حال تمام داستان بازی بر سر همین کوچولوست. هنگامی که آرتیوم او را پیدا میکند میگوید: "پس حالا مطمئن شدم که دارک وان ها هنوز زنده اند. با این حال اون یه بچست و من نمیتونم اون رو بکشم." در طول بازی با اتفاقاتی که رخ میدهد همگی متوجه میشوند که دارک وان ها هنوز زنده اند و در جایی دور بدون جنگ زندگی میکنند. با کار هایی که در طول بازی انجام میدهید ، اگر دشمنانتان را ببخشید او معنی بخشش را از شما می آموزد و اگر دشمنانتان را بخاطر انتقام بکشید او در مرحله آخر بازی به کمک شما نمی آید. به همین خاطر است که گفتم: مترو لست لایت تقابل بخشش و انتقام است.

 

پاول: خودمونی بگویم، پاول یک انسان بی شرف به تمام معناست! او یک کمونیست است که برای یک بار آرتیوم را از دست نازی ها نجات میدهد ولی بعد از آن به شما خیانت میکند و شما گیر پایگاه  کمونیست ها میوفتید! خود آرتیوم بعد از خیانت پاول میگوید: " باورم نمیشه چطور انقدر زود به این آدم اعتماد کردم و اون رو دوست خودم خطاب کردم" بدبختانه تر اینکه در انتهای بازی اگر میخواهید پایان خوب را تجربه کنید باید او را ببخشدید!!!!

1602397742_fxxj_untitled_3.png

 

 

لست لایت بازی بسیار زیبایی است ولی با این حال بی ایراد هم نیست! شاید بزرگترین ایراد این بازی هوش مصنوعی دشمنان باشد! در درگیری های اکشن هوش مصنوعی دشمنان خوب عمل میکند اما کافیست تا در مرحله ای باشید که باید مخفیانه آن را انجام بدهید یا تصمیم به انجام دادن مرحله بصورت مخفیانه بگیرید. اینجاست که دشمنان کور و کر میشنود! شما کافیست که بشینید و اینجاست که حتی میتوانید به راحتی حتی از رو به روی آنها رد بشید! نکته منفی دیگری که در مورد لست لایت وجود دارد ، ان پی سی های بازی ست! اگر میخواهید که پایان خوب بازی را تجربه کنید مجبورید مجبورید که به تک تک کلمات ان پی سی های بازی گوش کنید.

 

از نظر من قوی ترین ویژگی لست لایت، داستان و روایت آن باشد که بازیکن را تا پایان همراه خود می کشاند . داستان در این نسخه ، بسیار غنی تر و گیراتر از نسخه 2033 است و خیلی از شوک ها و نقاط غیرقابل پیش بینی را با رویکردی کاملا واقع گرایانه و با در نظر گرفتن ابعاد مختلف ذات بشر ، به بازیکن نمایان می کند در نتیجه زمانی که مخاطب در مقابل یک شخصیت منفی قرار می گیرد ، قبل از حس تنفر ، ابتدا خودش را در موقعیتی مشابه وی تصور کرده و بعد قضاوت می کند.

. تنها ضعف داستان ، آخرین لحظات پایان آن است که یکی از شتاب زده ترین پایان ها در بین بازی های کامپیوتری چند سال اخیر شناخته شده.

 

انگار که خود سازنده ها، خود از گوش دادن به صداهای ان پی سی ها خسته شده و به قول معروف سر و ته همه چیز را یکباره ، بهم آورده اند.

 

در لست لایت فاصله ی بین خیانت و اعتماد از یک تار مو هم باریکتر است. به هر حال هر یک از شخصیت های بازی به لطف شخصیت پردازی عالیشان بسیار باور پذیر جلوه داده اند.

 

موسیقی:

 

اگر بخواهم موسیقی این بازی را در یک کلمه توصیف کنم، آن کلمه شاهکار است! موسیقی بازی یک شاهکار است و در جاهایی شما را میخکوب میکند. برای مثال در مرحله ای شما و پاول به لاشه هواپیمایی میرسید و داخل آن میروید . تمام اجساد مسافران و اسکلت های آن ها را میبینید. جو انقدر برای آرتیوم و پاول سنگین میشود که از خود بی خود میشوید و در خیال خود جای یکی از مسافران قرار میگیرید و به چشم خود لحظه انفجار بمب اتم در مسکو و سقوط هواپیما و مرگ همگی را به چشم میبینید. این صحنه همراه با موسیقی شاهکارش یکی از بیاد ماندنی ترین و کم نظیرترین صحنه در بازی های ویدیویی است! موسیقی های بازی در قلب و روح شما نفوذ می کند و شما را میخکوب خواهد کرد و در مراحل پایانی به اوج خود می رسد . با ید گفت که تیم سازنده دقیقا می دانسته که در چه لحظاتی از چه نوع موسیقی استفاده کند به گونه ای که شاهد موسیقی های زیبایی از تم های اکشن تا احساسی بوده ایم..

 

 

صداگذاری:

 

یکی از مشکللات همیشگی سری مترو همین صداگذاری آن است که در نسخه آخر بهتر شد ولی همچنان بد بود! نوار صداگذاری در مترو به معنای وقعی بد کار شده چه در این نسخه چه در نسخه های دیگر. دیگر ضعف صداگذاری در بخش مخفی کاری نمایان می شود . صدای بریده شدن گلوی دشمنان از پشت ، بی اندازه مضحک و شبیه به ریختن آب میوه ( به جای خون ) در داخل یک پیمانه پلاستیکی ، کار شده است.

1602397726_6a3a_metro-last-light-review-p6.jpg

 

 

در آخر اگر مترو لست لایت را تجربه نکنید، ضرر کرده اید این را به جرات میگویم! مترو : لست لایت شما را غرق خود میکند.

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...